تبلیغات
وبلاگ گنج جنگ - سلسله مقالات جنگ تحمیلی در آسمان بخش شانزدهم
تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 01:34 ب.ظ | نویسنده : مدیریت




http://ganjejang.com/images/8sal-16.jpg

در این قسمت، در ادامة مبحث متجاوز نبودن، عدم وجود خوی استثمارگری، یاغی گری و تجاوز در خون ایرانیان باید اذعان كرد این مرام، اگرچه در طول تاریخ با سكته های كوچكی همراه بوده است، ولی بدون شك روند تحولات و فراز و نشیب های تاریخ، گواه صد درصد «انسان مسلكی» در نزد ایرانی هاست. اما ریشه این تفكر كجاست؟! در كمال تعجب و شگفتی، باید گفت كه این خوی زیبای ملت ایران در كلمه «شادی» نهفته است! ایرانیان از دیرباز خصلت شادی و شادمانی را در خود داشته اند و این خصیصه نیز در ادامه، ریشه در پاك زیستی این ملت داشته و دارد. از آنجا كه ایرانی میل به شادی دارد، لذا در جستجوی آن، شادی را در دوستی و برادری با خانواده، همسایه و یا حتی با كشورهای همسایهاش یافته است. همانگونه كه بزرگی می گوید «شادی كجاست؟! جایی كه همه ارزشمند هستند!»


چیز عجیبی نیست كه دنیا، ایرانیان را ملتی عجیب می داند! چه بسا این ملت در طی تاریخ پر فراز و نشیب خود، تسلط اقوام و ملل گوناگون با فرهنگ های مختلفی را بر سرزمین خود تجربه كرده اما همیشه، تاریخ ثابت كرده كه این فرهنگ «شادی دوست» و «صلح طلب» ایرانی است كه دیگر فرهنگ های خرد را در خود هضم كرده و عوض نشده است؛ چه سلوكیان غم پرست، و چه اعراب و مغولهای متجاوز، هیچكدام نتوانستند از ایران و ایرانی، خصلت شادی و صلح دوستی اش را بگیرند. اینها درسهای تاریخ است! پس بیایید مثل یك ایرانی حقیقی، به حقوق یكدیگر احترام بگذاریم، هم میهنانمان را دوست و برادر خود بدانیم تا در نهایت، به شادی حقیقی كه مرام و مسلك ذاتی مان است دست پیدا كنیم!

 

روز بیستم شهریور سال ؟  ساعت 8:45 دقیقه صبح، 2 فروند سوخوی Su-20دشمن از منطقه «خان لیلی»، مرز ایران را قطع كرده و وارد آسمان كشور شدند. این دو خلبان كه مشخصاً بدون توجیه قبل از پرواز، اقدام به این كار كرده بودند، با عبور جنگنده هایشان از فراز روستای «امام عباس»، با كمین توپ های پدافند نیروی زمینی برخورد كردند. یكی از سوخوی ها مورد اصابت گلوله های پدافند قرار گرفت و با سقوط شیرجه وار به وسط منازل مسكونی روستا، خلبانش را به كشتن داد! با رسیدن خبر عملیاتی شدن مجدد سایت رادار «نخجیر» به نیروی هوایی عراق، دشمن بعثی بی درنگ وارد عمل شد؛ این سایت، تمامی پروازهای گشتی رهگیری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را در كنترل خود داشت، در ساعت 10 صبح، سایت نخجیر مورد حمله قرار گرفت. نیروی هوایی عراق كه قصد داشت برای همیشه یا حداقل برای مدت طولانی، نخجیر را بستری كند، در قالب دو دسته پروازی از جنگنده بمب افكن های سوخوی Su-20وارد عمل شد. در طی این حمله، سوخوی ها تعداد زیادی راكت و حدود 30 بمب را بر سر نخجیر فرو ریختند! در این حمله، با شهادت 3 رزمنده و زخمی شدن 13 نفر از كاركنان، خسارت بسیار سنگینی به تجهیزات و سامانه های سایت وارد آمد.

در روز 21 شهریور، نیروی هوایی عراق، گزارش ساقط كردن دو فروند F-4فانتوم ایرانی را اعلام نمود كه البته نیروی هوایی ایران در آن روز هیچ گونه تلفاتی نداشت! اگر چه تا آن روز، نیروی هوایی عراق پروازهای پشتیبانی نزدیك تقریباً موفقی را به نیروی زمینی ارتش ارایه كرد، با اینحال، تلفاتی نسبتاً زیادی هم تحمل نمود.

در روز 22 شهریور، در منطقه مرزی «چاغر»، یك فروند F-14Aتامكت به هدایت سرگرد خلبان «رضا عطایی»، یك فروند میگ MiG-23MSدشمن را سرنگون نمود. لاشه جنگنده میگ در منطقه مورد اشاره در حالی پیدا شد كه موشك های حرارتی K-B«آتول» آن از انفجار مهیب سرجنگی موشك فینیكس، تقریباً جان سالم بهدر برده بودند. این شكار جزو نخستین شكارهای رسمی و ثبت شده از موشك AIM-54در تاریخ نبردهای هوا به هواست. دلیل عمده افزایش فعالیت شكاری رهگیرهای نیروی هوایی ایران در مناطق مرزی، بازدیدی بود كه طبق قرار، فردای آن روز توسط «بنی صدر» از مناطق جنگی می بایست صورت می گرفت. این درگیری هوا به هوا كه منجر به سقوط میگ عراقی شد، طوری برنامه ریزی گردید تا با ورود بنی صدر و هیأت بلند پایه همراهش به منطقه، ارزش بی حد و حصر F-14و تسلیحات مرگبارش، برای برخی از دولتمردان وقت كه داعیه پس دادن تامكت ها به ایالات متحده را داشتند، بیش از پیش اثبات شود. در بعدازظهر روز 22 شهریور، بنی صدر به همراه نخست وزیر شهید «محمد علی رجایی»، رییس ستاد مشترك «سرتیپ ولی ا.. فلاحی»، وزیر دفاع «سرهنگ جواد فكوری» و فرمانده نیروی زمینی «ظهیرنژاد» با مشایعت تعدادی از فرماندهان و مقامات دولتی محلی با دو فروند بالگرد بل 214 هوانیروز كه به وسیله دو فروند بالگرد «كبرا» پشتیبانی می شدند، به سمت مناطق جنگی به راه افتادند. در ساعت 5 بعدازظهر، بالگردها در غرب شهر ایلام، حدود 20 كیلومتری مرز مشترك با عراق، به خط مرزی نزدیك می شدند كه ناگهان خلبان یكی از بالگردها، هواپیمای جنگنده ای كه در ارتفاع بسیار پایینی در حال نزدیك شدن به دسته پروازی بالگردها بود را مشاهده كرد. با اعلام هشدار به دیگر خلبانان، هر 4 بالگرد بلافاصله از هم فاصله گرفته و با كاهش ارتفاع، به دنبال مكان مناسبی برای فرود بودند. جنگنده مزبور كه گویا آنها را ندیده بود، راه خود را ادامه داد و دسته پروازی بالگردها نیز در همان ارتفاع پایین، منطقه را ترك كردند. بعدها گزارشاتی واصل شد كه جنگنده مورد اشاره یك فروند سوخوی Su-22عراقی بوده است.

همان شب، نیروی هوایی عراق، حملاتی را علیه مواضع نیروهای زمینی ارتش در «سرپل ذهاب» و جنوب شرق «قصر شیرین» ترتیب داد و از این رهگذر، منازل مسكونی شهر را نیز از بمب هایش بی نصیب نگذاشت. صبح روز بعد، دو فروند جنگنده میگ MiG-21UMتوسط پدافند زمین به هوای نیروی زمینی در سرپل ذهاب ساقط شدند. در همان روز، پایگاه هوایی چهارم «وحدتی»، یكی از F-5های خود را به همراه خلبانش سروان «بیژن فعلی» از دست داد.

پس از دو روز كه درگیریها كاهش یافته بود، در صبح روز 24 شهریور، نبرد هوایی سنگینی بر فراز سرپل ذهاب واقع شد تا روز پرحادثه ای را برای دو طرف رقم بزند! در صبح آن روز، یك فروند F-4همدانی، یك فروند جنگنده شناسایی میگ MiG-21Rو جنگنده های همراهش را در آسمان سرپل ذهاب غافلگیر كرد. در درگیری كه بین جنگنده امریكایی با همتایان اتحاد شوروی اش واقع شد، دو فروند میگ ساقط شدند تا لاشه آنها در نزدیكی پاسگاه مرزی «میشگان» درس عبرتی برای دیگر پرندگان متجاوز شود. هر دو خلبان در درون كابین خود باقی ماندند و تكه تكه شدند. درگیری های دیگری در منطقه «دهلران»، جایی كه یك فروند سوخوی Su-20و یك بالگرد توسط F-5Eهای دزفولی خاكستر شدند اتفاق افتاد. در ادامه یك فروند جنگنده كه به احتمال زیاد، میگ MiG-21بوده به وسیله فانتوم ها در منطقه ای بین پاسگاه های میشگان و «زید یحیی» ساقط شد كه در این میان، تلفات نیروی هوایی ایران كه یك فروند F-5E‌و یك فروند بالگرد بل 214 بود تأیید شده است. با انهدام بل 214، همه سرنشینان نیز كشته شدند كه در میان كشته شدگان، نام سرگرد خلبان «علی شمس بیگی» خلبان F-4نیز به چشم می خورد.

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اگر چه با قدرت خوبی جلوی دشمن سینه سپر میكرد، با اینحال موج جدیدی از اخراج ها و تصفیه های عناصر وابسته به رژیم سابق در نیروی هوایی به راه افتاد. در روز 22 شهریور، تیمسار «بهمن باقری» فرمانده نیروی هوایی و رییس سازمان هواپیمایی كشوری، در فرودگاه مهرآباد تهران، در حالیكه قصد ترك كشور به مقصد فرانسه را داشت دستگیر شد. در ادامه و در حالیكه درگیری های بسیار سنگینی در طول نوار مرزی با عراق در جریان بود، تعداد زیادی از افسران، با درجه های سرهنگی و بالاتر، و از خدمت مرخص شدند. در ساختار فرمانده نیروی هوایی تغییراتی حاصل شد و به این ترتیب تعدادی از افسران ارشد، جزء، درجه دار، و كارمند كه دیدگاهشان با دیدگاه نظام جمهوری اسلامی تطابق نداشت از خدمت كنار رفتند. در مدت كوتاهی، تعدادی از این افراد با تغییر دیدگاه و با هدف خدمت به كشورشان و رویارویی با دشمنی دیرینه كه همان عراق بود، با تأیید مراجع صلاحیت دار به خدمت بازگشتند. در همین برهه، محاكمه تعدادی از سران رژیم طاغوت جریان داشت كه می توان به محاكمه و اعدام سرهنگ «رفیع ربیعی» افسر رابط بین نیروی هوایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده در برنامه F-14و سپهبد «نخعی نژاد» معاون ارتشبد «طوفانیان» و یكی از رابطهای خریدهای تسلیحاتی بین نیروی هوایی ایران و ایالات متحده اشاره كرد. پس از مدت ها زد و خورد و كشمكش، در روز 26 شهریور، «صدام حسین»، رییس جمهوری عراق در تلویزیون ملی این كشور، كاغذی را كه نشانگر پیمان سال 1975 الجزایر بود پاره كرد و محق بودن عراق در تسلط كامل بر آبهای «اروند رود» را اعلام نمود. دولت جمهوری اسلامی نیز بلافاصله در نخستین گام، نیروهای وظیفه احتیاط را كه سربازان منقضی خدمت سال 56 و 57 بودند به خدمت سربازی فرا خواند. اما برای اتخاذ این تدابیر خیلی دیر شده بود، زیرا حملات فزاینده هوایی و زمینی عراق باعث شده با وجود آنكه برتری هوایی برفراز مناطق مرزی مطلقاً با نیروی هوایی بود، دو پاسگاه مرزی دیگر ایران هم سقوط كند. در بعدازظهر روز 26 شهریور، یك فروند میگ MiG-21عراقی با اصابت یك تیز موشك هوا به هوای شلیك شده از یك فانتوم ایرانی به شدت آسیب دید و به احتمال زیاد ناتوان از رسیدن به پایگاه اصلی خود، در میانه راه سقوط كرده است. میزان درگیری ها با نرخ بسیار بالایی در حال افزایش بود زیرا تا پایان شمارش معكوس عراقی ها برای حمله به ایران دیگر چیزی باقی نمانده بود. در طی روزهای منتهی به 31 شهریور، تقریباً تمامی پاسگاه های مرزی ایران با عراق، شاهد صحنه های غیر قابل توصیفی از دفاع و تهاجم بود.

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این تجاوزها، میزان بمباران واحدهای پیشرو عراقی و پشتیبانی از واحدهای سطحی خودی را افزایش داد. در نتیجة این تغییر تاكتیك، حملات بسیار سنگینی علیه پاسگاه های مرزی عراقی به انجام رسید تا به این ترتیب تعداد زیادی از تانك های واحدهای زرهی نابود شده و تلفات بالایی به نیروی زمینی ارتش عراق وارد آید. همزمان، انهدام چاه های نفت و واحدهای تلمبه خانه عراقی نیز در دستور كار قرار گرفت تا عراقی ها جواب دندان شكنی از حمله به شهر قصر شیرین و تأسیسات نفتی و توزیع برق این شهر دریافت كنند.

حمله به پاسگاه های مرزی در ابتدای صبح روز بعد با حمله وسیع نیروی زمینی عراق و تهاجم آنها به نقاط متعدد مرزی پیگیری شد! یكی از وسیع ترین این حملات توسط لشكر 4 پیاده از سپاه یكم نیروی زمینی عراق اجرا شد. در مقابل پیشروی دشمن، F-5Eهای پایگاه شهید وحدتی، دزفول، فداكاری بیش از حدی از خود به نمایش گذاشته و حماسه های بدیعی از ایثار و شجاعت خلبانان نیروی هوایی ثبت و ضبط كردند. اگرچه نیروی هوایی عراق به علت حضور چشمگیر رهگیرهای قدرتمند نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مناطق ورودی، فعالیت آنچنانی نتوانستند از خود نشان دهند، با اینحال، یك فروند F-5Eایران متعلق به پایگاه هوایی وحدتی، در آسمان خوزستان توسط پدافند هوایی نیروی زمینی عراق، هدف قرار گرفت. نیروی زمینی عراق در حالی وارد دشت خوزستان شد كه تدابیر ویژه ای برای حفاظت از یگان های توپخانه كه آسیب پذیری زیادی نسبت به حملات بمب افكن های ایرانی داشتند اندیشیده بود. این تدبیر همانا استفاده از گستره وسیعی از توپ های پدافندی برای محافظت از آسمان منطقه حضور توپخانه بود.

در منطقه فكه، در نبرد شدیدی كه بین دو طرف در جریان بود، لشكر 7 مكانیزه ارتش عراق مبادرت به پیشروی در منطقه مورد اشاره كرد كه یگان های نیروی زمینی ارتش ایران با كمك تحسین برانگیز نیروی هوایی و هوانیروز، موفق به دفع تجاوز شده و فكه را دوباره پس گرفتند. با اینحال، شرایط برای لشكر 81 زرهی كرمانشاه به مراتب بدتر شد زیرا یكی از جنگنده های F-5كه برای بمباران عراقی ها رو در روی آنها آمده بودند، در اطراف ایلام ساقط شد. همزمان، جنگنده رهگیرهای نیروی هوایی ایران در مأموریت های بی نقصی، آسمان تقریباً امنی را برای یگانهای زمینی خودی فراهم ساختند.

در این برهه، دو سانحه منجر به سقوط برای نیروی هوایی ارتش ایران اتفاق افتاد كه یكی از آنها دارای اهمیت بسیار فوق العاده ای است؛ این حادثه مهم كه برای یكی از F-5Eهای پایگاه شهید وحدتی در منطقه «زرباطیه» اتفاق افتاد، باعث شد خلبان جنگنده، ستوانیكم «حسین لشگری» پس از خروج اضطراری، زنده به دست دشمن گرفتار شود. حسین لشكری كه نخستین خلبان در بند رژیم عراق به حساب می آید، در بین اسرای در دست عراقی ها، با حضور 18 ساله در اسارت، بیشترین مدت در بند بودن را به خود ختصاص داد. عراقی ها می خواستند از حسین لشكری به عنوان سند زنده برای نشان دادن اینكه كشور ایران بانی و آغازگر اصلی جنگ است استفاده كنند. اگر چه عراقی ها تا زمانیكه صدام بر سر كار بود، روز مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده حسین لشكری را به عنوان سالروز آغاز جنگ جشن می گرفتند، با اینحال، با صبر، مقاومت و ایثار بی مثالی كه لشكری از خود نشان داد، آنها هرگز نتوانستند از این سند ارزشمندی كه در دست داشتند استفاده ابزاری كنند.

در زمانیكه هواپیمای لشكری مورد اصابت قرار گرفت، بلافاصله بازجویی ها و شكنجه های بی حد و حصری بر وی اعمال شد كه البته شكنجه ها تا سر حد خاصی تحت كنترل بود زیرا عراق هرگز نمی خواست این سند ارزشمند و فوق العاده راهبردی خود را به هیچ قیمتی از دست بدهد. شرایط برای حسین لشكری نسبت به دیگر اسرای خلبان كه بعدها در چنگال رژیم بعث اسیر شدند، به مراتب بدتر بود. غم دوری از همسر و نوزاد تازه بهدنیا آمده، غم دوری از همرزمان و وطن، نگرانی از اینكه جنگ مشخص نیست تا چه زمانی طول بكشد، نگرانی از شكنجه های مداوم و بازجویی های بی وقفه، نداشتن تجربة حتی نام اسارت، با توجه به اینكه وی نخستین اسیر خلبان بود، و در نهایت، اسارت در دست رژیمی كه به هیچ اصل انسانی و بین المللی پایبند نبود، تنها چند مورد از هزاران فكر و خیالی است كه نه «لشگری»، بلكه به ذهن هر ایرانی آزاده ای كه به جای وی بود، خطور می كرد. حال با این همه هجمه افكار اندوه برانگیز و خرد كننده، فقط كافی بود یك كار كوچك و شاید كم اهمیت صورت می داد تا دنیا برایش گلستان شود. كاری كه عراقی ها با توسل به هر حربه ای می خواستند لشكری را به سمت انجام اراده شان مجاب كنند. گاه با ایجاد رفاه نسبی و دادن وعده هایی كه تجربه نشان داد، وعده های توخالی و پوچی نبود، و گاه با اعمال شكنجه های مختلف با هدف شكستن مقاومت و توان روحی لشگری، عراقی ها می خواستند به هدف خود دست پیدا كنند. خواسته آنها از حسین لشگری به زعم خودشان خواسته زیادی نبود. آنها فقط از لشكری می خواستند در یك مصاحبه تلویزیونی، با لباس مقدس نیروی هوایی ارتش فقط و فقط بگوید: «ایران آغاز كننده جنگ با عراق است!» پس از همین مصاحبه، بلافاصله ترتیب انتقال خانواده لشگری به عراق داده میشد تا همگی به همراه هم، در بهترین نقطه اروپا یا هر جایی كه وی بخواهد، زندگی جدید، بی دغدغه، مرفه و با مستمری كامل از طرف دولت عراق آغاز میكردند.

با این اوصاف، چه شد كه شهید «حسین لشگری»، زندگی خانوادگی در بهترین نقطه دنیا را با اسارت اجباری همراه با شكنجه در مرطوبترین سلول های انفرادی استخبارات عراق عوض نكرد؟!

اگر لشگری به هر علتی، تن به خواسته عراقی ها می داد، دنیا و مجامع بین المللی كه چشم به رسانه های عراقی داشتند تا هر آنچه آنها می گویند، صد برابر كرده و اذهان جهانیان را علیه ایران بشورانند، كشورمان را بهعنوان متجاوز معرفی كرده و اگر در هر زمانی بحث پایان جنگ و دریافت غرامت از كشور آغازگر مطرح می شد، با انگشت اتهام بزرگی به سمت ما نشانه می رفتند و در واقع چه سندی گویاتر از حسین لشگری، خلبانی كه حتی قبل از روز آغاز سراسری جنگ به اسارت درآمده بود؟!

حسین لشگری، قهرمان اسطوره ای كه نام وی باید هم ردیف افتخار آفرینان این سرزمین نظیر نادر، جلال الدین خوارزمشاه و رستم فرخزاد آورده شود، با اراده ای پولادینتر از پولاد، ماه ها و سالها درد دوری از همرزمانش را در خاك عراق تحمل كرد برای این مملكت، ملت و این آب و خاك! وی در اسارت با خود گفت: «اگر من ذره ذره در مقابل دیدگان دشمن آب بشوم و اگر هر روز بر من صد سال بگذرد كه می گذرد، و اگر آنها هر آنچه در توان دارند از شكنجه روحی و جسمی به من وارد آورند، چه باك كه من برای جان دادن برای سرزمینم بهعنوان یك ارتشی با خدای خود عهد بسته ام!» و چه سند و نوشته و مهر و امضایی بالاتر از عهد خدایی و قول یك مرد؟!

حسین لشگری نه تنها ده سال اسارت 59 تا 69 كه آزادگان سرافراز به آب و خاك مادری بازگشتند را با رنج و مشقتی بسیار بیشتر از دیگر اسرا طی كرد، پس از آن هم تا سال 1377 در حالیكه از گوشه و كنار، خبر آزادی همرزمانش را می شنید، در تنهایی غریبی، 8 سال دیگر هم تاب آورد تا طعم دلاور مردی ایرانی را در خاك دشمن به دشمن بچشاند!

وی تا سال 69، سخت ترین شكنجه های روحی و جسمی را تحمل كرد تا اینكه  دشمن از همكاری وی با آنها ناامید شد. صدام تكریتی برای آنكه به كویت بفهماند، كمك هایی كه این كشور به عراق می كرده، برای نجات خلق عرب بوده و حالا نباید بهعنوان طلب، این مبالغ را از دولت عراق بازخواست كند، خاك كویت را در مدت 48 ساعت تصرف، اشغال و غارت كرد تا كویت كه با آخرین توان برای صدام هورا می كشید و پول می فرستاد، اینگونه در كمال عدالت، مزد خوش خدمتی اش را دریافت كند! به دنبال این تجاوز و لشكركشی امریكا و متحدانش به این كشور، عراق دیگر وجههای در مجامع بین المللی نداشت كه بخواهد از لشگری برای اثبات حقانیت ناحقش استفاده كند! با اینحال، از ارزشهای حسین لشگری بهعنوان سند كاسته نشد و مأموران عراقی، چه در مجامع بین المللی و چه در نزد لشگری، سناریوهای مختلفی پیاده می كردند تا هم او را به حرف بیاورند و هم دنیا را آماده پذیرش متجاوز بودن ایران كنند، ولی نشد كه نشد!

و تو ای حسین لشگری! تو نه لشكری كه یك كشوری و یك ملتی! چه زیبا از خود گذشتی و چه زیبا از خود رهیدی ! تو بر خلاف ما كه در جمادی مانده ایم، از ملك هم سر شدی! آخر چقدر ایثار؟! تو ایثار را هم شرمنده كردی! آخر چقدر وطن پرستی؟! تو وطن را نیز مدیون خود نمودی! دیگر نه وقت شعار كه وقت عمل است!اگر لشگری در غربت جنگ و اسارت، نام ایران را بر رفیع ترین قلل سرافرازی به اهتزاز درآورد، چرا ما در صلح و آرامش این كار را نكنیم. بهعنوان یك ایرانی و با تأسی از حسین لشگریها، بهعنوان یك ایرانی واقعی برای اعتلای نام ایران كه خون پاك ذوالفقاری ها، اقبالی ها، آل آقاها و ...، عرق مقدس پیشانی براتپورها، اسكندری ها، و...  درخت تناورش را آبیاری كرده اند، هر آنچه در توان داریم بهكار ببریم و شاهد ایرانی آباد و آزاد باشیم! آمین!

اگر چه واحدهای كالیبر بالاتر توپ های پدافندی نیروی زمینی از قابلیت تحرك آنچنانی برخوردار نبودند، با اینحال، این نیرو با انتقال این واحدها به نقاط مرزی پر حادثه و افزودن بر گشتی های شناسایی در طول نوار مرزی، بر قدرت پایداری خود افزود! در روز 29 شهریور، RF-4Eها و RF-5Aهای گردان 11 شناسایی تاكتیك، برای روشن شدن قدرت دشمن در عقبه پشتیبانی، پروازهای متعددی را برای عكسبرداری از پشت خطوط مقدم دشمن بهعمل آوردند. همزمان بالگردهای رزمی و شناسایی هوانیروز بهصورت مرتب، مناطق درگیر را علاوه بر پشتیبانی آتش، زیر دید شناسایی خود داشتند. در این دوره، نقش و كاربرد گردان 11 شناسایی بهعنوان ابزار قدرتمند شناسایی توان دشمن، به طرز شگرفی مورد نیاز فرماندهان در ستاد مشترك ارتش بود. البته دشمن هم بیكار نبود و همه روزه به شناسایی خاك ایران می پرداخت. در همان روز بیست و نهم، ساعت 8 صبح، سرو كله یك فروند میگ MiG-21Rبر فراز نفت شهر و اطراف آن پیدا شد كه با ورود رهگیرها به منطقه، بلافاصله ناپدید گشت.

با تمام این اوصاف، عراقی ها حتی در همان روز 29 شهریور، در برخی نقاط با توان صد در صد وارد عمل شدند و ناگفته پیداست یك پاسگاه كوچك مرزی كه استعدادی در حد یك گروهان هم ندارد چگونه قدرت مقاومت در برابر یك تیپ مجهز را خواهد داشت.

با توجه به این توفیقات سریع و برق آسا و با پیش بینی نزدیك به واقعیت اینكه ارتشی در مقابل آنها نخواهد بود، لشكرهای قدرتمند پیاده، مكانیزه و زرهی دشمن، همچون دوندگان ابتدای خط مسابقه المپیك، منتظر دستور نهایی برای حمله و آغاز پیشروی بی دردسر خود بودند!

پس از ماه ها زد و خورد آزمایشی، عراقی ها برای ورود به یك جنگ تمام عیار، كاملاً آماده و مجهز بودند. با تمام این اوصاف، این طرف نبرد هم اگر چه با درصد آمادگی عملیاتی پایین تر، پرسنل كمتر و تجهیزات و تسلیحات ناآماده تر، خود را مهیای رویارویی جانانه با دشمن می كرد.

روز 30 شهریور، یك ناوچه موشك انداز «اوزا» در تاریكی بامداد قصد ورود به آبراه اروند از طریق «خور عبدا..».را داشت. بلافاصله با شناسایی ناوچه عراقی، دو فروند بالگرد آگوستابل 212 هوادریای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مسلح به موشك های هوا به سطح AS-12برای شكار ناوچه اوزا به پرواز درآمدند. بالگرد رهبر، متأسفانه، در میانه راه به كابل فشار قوی برخورد كرد و هر سه سرنشین آن به شهادت رسیدند. بالگرد دوم هم با مشاهده این وضعیت، مأموریت را ناتمام گذاشت تا به نجات همرزمانش اقدام كند. همزمان، شهر آبادان آماج گلوله های توپخانه سنگین عراقی ها قرار گرفته بود تا وضعیت شهر با بسته شدن فرودگاه، در هرج و مرج كامل باشد. بالگرد 212 رهبر به خلبانی ناوسروان «عسگر محتاج» با چنان شدتی به زمین برخورد نمود كه همه سرنشینان آن از جمله «محتاج» به شهادت رسیدند. با توجه به اینكه محل سانحه و لاشه بالگرد در مدت كمتر از یك ماه و نیم به تصرف عراقی ها در آمد و پس از آزاد سازی محل سانحه بعد از حدود یك سال، دیگر اثری از لاشه باقی نمانده بود، علت اصلی و واقعی سانحه شهید «عسگر محتاج» تاكنون نامشخص باقی مانده است. اوزای مورد اشاره، شب همان روز سانحه به وسیله یك فروند بالگرد مسلح به موشك های ضد كشتی مورد هدف قرار گرفت و هم اكنون مهمان مرجان هاست!



  • paper | خرید بک لینک | فروش بک لینک