<-BlogDescription->

هوانیروز در کنار هوادریا

b_300_250_16777215_00_images_z-j.jpg

آیا تا به حال خلبانان هوانیروز را در کنار بالگردهای هوادریا دیده بودید؟! این ترکیب مقدس در جنگ تحمیلی بسیار اتفاق افتاد که نتیجه آن در هم کوبیدن دشمن در عملیات های ریز و درشت بود. خلبانان زندی نژاد و جرجانی را در کنار هلی کوپتر اس اچ -3 نیروی دریایی ملاحظه میفرمایید.




::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394
چهره هایی فراموش نشدنی

b_300_250_16777215_00_images_fa-la.jpg

شهید سرهنگ خلبان مجید لشکری (سمت راست) و مرد جستجو و نجات هوانیروز استاد فرجی چهره هایی هستند که وقتی به آنها نگاه میکنیم چیزی جز پیروزی و سلحشوری در ذهنمان نقش نمی بندد. مجید لشکری مرد بزرگ ترابری تاکتیکی هوانیروز و هوشنگ فرجی شیر خستگی ناپذیر میدان نبرد کسی که جان خیلی ها را نجات داد ولی خیلی جاها نامش نیست. روح قهرمان مجید لشکری شاد و زنده باد هوشنگ فرجی




::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394
سلسله مقالات جنگ تحمیلی در آسمان بخش هفدهم

b_300_250_16777215_00_images_f-4-s.jpg

8 سال جنگ تحمیلی در آسمان

بدشانسی نیروی هوایی عراق

 

مقدمه

پس از پایان جنگ جهانی اول كه متلاشی شدن امپراطوری عثمانی را در پی داشت، انگلیس كثیف با همسو كردن چند كشور دیگر، به هزار و یك دلیل، عراق را به پایتختی شهر هزار و یك شب (بغداد)، با هزار و یك شكل و اختلاف مرزی و ... با ایران، در نقشةخاورمیانه نقاشی نمود!
عراقی كه هم در دوران فلاكت و بدبختی و هم در اوج قدرت، همواره موی دماغ ایران بوده است. «عبدالرحمن عارف» و جانشین وی «حسن البكر» كه در كنار دیگر دول عرب، آن افتضاح وحشتناك را در ماه ژوئن سال 1967 در نبرد با صهیونیست ها به بار آورده بودند و در واقع، از حیثیتی كه «جمال عبدالناصر» برای به دست آوردنش اینهمه جان كنده بود، هیچ باقی نگذاشتند، اینبار متوجه ایران شد و به قول معروف، فكر كردند كه «از این نمد هم كلاهی برای خود درست كنند!».

همگان می دانند كه در سال 1348 ارتش عراق كه چه روی كاغذ و چه در واقعیت، در مقابل ارتش مجهز و قدرتمند ایران حرفی برای گفتن نداشت، با كمال وقاحت به اروند رود آمد تا حقانیت ناحقش را بر این آبراه نشان دهد! اما زمانی كه كشتی «ابن سینا» در حالی كه افسران عالیرتبه از هر 3 نیرو در عرشه آن حضور داشتند و از وسط اروند عبور كردند، عراقی ها جرأت هیچ اقدامی نداشتند! «ابن سینا» همین طور روی آب غوطه می خورد و شرافت حسن البكر، دولت نامشروع، و ارتش پوشالی عراق را لگد مال می نمود.

زمان گذشت و نوبت به «صدام حسین» رسید و در زمان حكومت این جرثومه (در خاطرات صدام آمده است كه وی علاقه وحشتناكی به «هیتلر» و «استالین» داشت)، خاك پرگهر ایران دوباره مورد هجوم گسترده قرار گرفت.

 

براساس طرح های جنگی عراق، نیروی هوایی این كشور می بایست از حمله تلافی جویانه نیروی هوایی ایران در حمله به تأسیسات نفتی شمال عراق و همچنین یورش به سمت بغداد توسط بمب افكن های ایرانی ممانعت به عمل می آورد. وزارت دفاع دولت بعث عراق، علاوه بر تعریف این دو وظیفه راهبردی برای نیروی هوایی این كشور، مسئولیت سومی را هم برای این نیرو كه همانا حفاظت همه جانبه از شهر بسیار راهبردی و جنوبی عراق، یعنی بصره بود، در نظر گرفته بود.

عراقی ها با برنامه جنگی بسیار مدون، حمله خود را به منظور ضمیمه كردن اروند رود به خاك خود آغاز كرده و تدابیری اندیشیده بودند كه با محاصره برق آسای شهرهای خرمشهر و آبادان، زمینه را برای سقوط اهواز و دزفول فراهم آوردند. به این ترتیب، با اشغال پایتخت استان خوزستان، این استان راهبردی هم عملاً به چنگ عراق می افتاد. با سقوط خوزستان، علاوه بر تأسیسات غیر قابل تصور نفتی، پایگاه هوایی معظم دزفول و پایگاه های رادار هشدار دهنده اطراف پایگاه نیز در اختیار عراق قرار می گرفت كه برای آنها در خاك ایران، نعمت های پر ارزشی به حساب می آمد. ارتش عراق برای تكمیل اندیشه های راهبردی خود، این بار تجربه ای تلخ را كه جهان عرب 13 سال قبل طعم تلخ آن را چشیده بود، سرلوحه كار قرار داد. عراقی ها با پیشقراول قرار دادن نیروی هوایی خود، درصدد بودند تاكتیك صهیونیست ها را در جنگ سال 1967، این بار علیه ایران به اجرا درآورند؛ به این ترتیب، با آغاز حمله ای گسترده از هوا به پایگاه های كلیدی نیروی هوایی، آنهم به صورت كاملاًغافلگیرانه، بخش بزرگی از نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در روی زمین نابود می شد و نیروی هوایی عراق با ایجاد برتری هوایی مطلق در مناطق درگیری، پیشروی برق آسا و كم زحمتی را برای یگان های زرهی تضمین می نمود.

«صدام حسین»، رییس جمهور و فرمانده كل نیروهای مسلح عراق كه شخصاً فرماندهی و كنترل نیروی نیروی هوایی را در دست داشت، خود طراحی و اجرای عملیات «صاعقه» را علیه نیروی هوایی ایران رهبری می كرد. در این طرح عملیاتی سفت و سخت، می بایست تمام امكانات و ظرفیت های نیروی هوایی عراق به پای كار می آمد. همانطوركه در ادامه می بینیم، طرح مزبور مشخصاً از اطلاعات عملیات بسیار ضعیف و پوچی بهره مند بود. زیرا نتیجة وارد عمل شدن تقریباً تمام نیروی هوایی عراق در یك حمله غافلگیر كننده، حداقل نابودی 50 درصد از تجهیزات و تسلیحات نیروی هوایی ایران بود. ولی در ادامه خواهیم دید كه در اثر اجرای یك طرح عملیات حساب نشده، چگونه یك افتضاح جنگی برای صدام و ارتش اش به ارمغان آمد. ارتشی كه از نظر تسلیحاتی حرف های زیادی برای گفتن داشت و اگر صدام و فرماندهانش از آن میزان حرفه ای بودن بهره مند می بودند، حداقل تكلیف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان روز اول مشخص می شد.

با به پرواز در آمدن تقریباً تمام توپولف ها، میگ ها و سوخوی ها، صدام می رفت تا در مدت 3 روز، خوزستان، و طی 1 هفته تهران را وارد نقشه رویایی خود كند! آنها از ساعت 12 الی 13 روز 31 شهریور، در دسته های چند فروندی، مرز مشترك دو كشور را قطع كرده و مأموریت داشتند به خیال خودشان، كمر ایران و نیروهای مسلح اش را بشكنند و واقعاً هم برای همین كار آمده بودند اما ساعت 3 بعدازظهر، دست از پا درازتر به بین النهرین بازگشتند. شاید «عدنان خیرا..» كه ساعت 1 بعدازظهر آن روز در ساختمان وزارت دفاع به صدام كه در آنجا حضور داشت اعلام كرد تا 20 دقیقه دیگر كمر ایران را خواهیم شكست، ساعت 3 بعدازظهر در ادامة دروغگویی هایش به دیكتاتور، برگفته قبلی اش صحه گذاشت اما هم عدنان و هم فرمانده نیروی هوایی عراق هر دو می دانستند كه «شدنی نبود!»

براثر طراحی یك طرح نادرست عملیاتی، بیشتر هواپیماهای بمب افكن عراقی اعم از توپولف، میگ و سوخوی به سمت انهدام اهدافی مأمور شدند كه تقریباً در آخرین حد برد پرواز آنها بود؛ یعنی خلبانان پرنده های عراقی، از ابتدای برخاست و سمت گیری به طرف هدف، با توجه به اینكه در صورت بروز كوچكترین مشكل مثل مزاحمت رهگیرهای ایرانی یا حتی برخورد یك گلوله ناقابل پدافند به بالها یا دیگر مخازن سوخت، احتمال بازگشت آنها به خاك خودی بلافاصله به صفر میل می كرد، در استرس و اضطراب بسیار بالایی به سر می بردند. اگر چه اثبات گردید، استرس كنترل شده كه باعث بالارفتن فشار خون، افزایش تمركز و بالارفتن كارایی مغز می شود، استرس سودمند است، با اینحال وقتی استرس از حد خود فراتر رود، ناخودآگاه تمامی فرآیندهای مغزی، تفكر صحیح و عكس العمل مناسب و بموقع را تحت تأثیرخود قرار می دهد. این همان استرسی بود كه خلبانان عراقی در روز نخست با آن دست و پنجه نرم می كردند. آنها علاوه بر اینكه نگران كمبود سوخت در مسیر برگشت بودند، ترس شدیدی هم از جانب F-14های رهگیر بر آنها غالب شده بود. نتیجه این فشار این بود كه رهبران دسته های پروازی مهاجم نتوانستند با سمت، زاویه و ارتفاع صحیح، روی اهداف خود در بیایند و بمبارانی موثر و كاری صورت دهند. این درحالی بود كه در پایگاهی مثل پایگاه یكم شكاری تهران تعداد بسیار زیادی پرنده شكاری و ترابری در فضای باز پارك شده بودند و كافی بود فقط و فقط یك خلبان با انگیزه، نترس و با تجربه، خود را به تهران می رساند. آنوقت بود كه روزگار بر ایران و نیروی هوایی اش سیاه می شد كه جبرانش اگر غیر ممكن نبود، بسیار سخت می نمود. خوشبختانه در پایگاه های دیگری كه بمب افكن های عراقی به طور انبود و تقریباً موثری، پایگاه مربوطه را مورد حمله و بمباران قرار دادند، بیشتر پرنده ها درون آشیانه های خود قرار داشتند. لازم به یادآوری نیست كه آشیانه های ساخته شده در پایگاه های هوایی نیروی هوایی ایران از چه استحكام غیر قابل تصوری برخوردار هستند و فقط در صورت استفاده دشمن از مهمات ضد پناهگاه كه عراق نه در اول جنگ و نه در پایان جنگ، دسترسی به آنه نداشت، آسیب پذیر هستند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا عراقی ها از حمله پر تعداد و وسیع روز نخست ناامید شوند.

در كنار تجربه جنگی پایین خلبانان ارتش بعث، نیروی هوایی عراق در همان روز نخست نسبت به سلاح های ساخت شوروی كاملاً ناامید شد. این نا امیدی بیشتر شامل حال جنگنده های میگ MiG-23BNبود زیرا با آن همه تبلیغات شوروی و با آنكه این هواپیماها تقریباً جزو پیشرفته ترین پرنده های در دست نیروی هوایی عراق بودند، با اینحال برد پایین و میزان تسلیحات قابل حمل بسیار كمی داشت. اگر عراقی ها می خواستند به برد بالاتری برای این جنگنده دست پیدا كنند می بایست تعداد بمب های تقریباً ناچیزی روی آن سوار می كردند كه تخلیه آن مقدار بمب كم، حتی اگر به طور دقیق روی هدف فرو می ریخت، خسارات ناچیزی برجای می گذاشت. این عامل باعث شد در توازن عملیاتی، میگ MiG-23در جایگاهی بسیار پایین تر از F-4فانتوم نیروی هوایی ایران قرار گیرد.

با اینحال، به دنبال فرار عواملی از كودتا و البته با كمك تعدادی از كارشناسان امریكایی، تمام نقاط كور راداری ایران برای دشمن بعثی مشخص شد و وقتی یك خلبان عراقی به قصد هدف از زمین بر می خاست، دقیقاًمی دانست امن ترین و كوتاه ترین راه رسیدن به آن هدف كجاست! به این ترتیب، خلبانان عراقی از تیررس رادارهای هشدار دهنده دور مانده و توجیه شده بودند كه برای وارد نمودن ضربه كاری به یك پایگاه خاص، به كدام قسمت آن پایگاه حمله ور شوند. با وجود تمام این كمك ها، به لطف خداوند قادر و متعال، توجیه های پروازی بسیار افتضاحی برای خلبانان عراقی در روز نخست جنگ صورت گرفت. آنها دستور اكید داشتند كه تقریباً تمام توان خود را صرف بمبارن باند های پروازی و از بین بردن آنها كنند؛ وقتی در طرح حمله عراق، اشاره به آن داریم كه طرح مزبور از داشتن اطلاعات عملیات بسیار ضعیف رنج می برد، اشاره به همین مورد است، زیرا اگر عراقی ها افسران مجربی بودند و اگر از اطلاعات شناسایی كاملی برخوردار بودند؛ باید می دانستند كه با توجه به ناگهانی بودن حمله هوایی این كشور به ایران، طبیعتاً تعداد زیادی از پرنده ها بدون حفاظ، در محوطه باز پایگاه های هوایی متوقف شده اند و به این ترتیب، عقل سلیم و البته تمام تدابیر جنگی حكم می كرد كه به جای كار بیهوده و كم ارزش بمباران باندهای پروازی، بمبارن و انهدام پرنده های رها شده در زیر آسمان در دستور كار قرار گیرد.

در ادامة سلسله اشتباهات نیروی هوایی عراق، در حالیكه دو موج حمله برای هر هدف در نظر گرفته شده بود، موج سوم یا همان پرواز شناسایی پس از این حمله ها توسط عراقی ها در آن روز صورت نگرفت! تمام این خطاها به این نتیجه ختم شد كه با وجود استفاده از تمام ظرفیت ها، به علت عدم وجود یك رهبری كارآزموده جنگی، حمله روز اول هیچ دستاوردی برای عراقی ها در بر نداشت. اگر چه نیروی زمینی عراق با اشتباهات كمتر، طرح حمله به نسبت كاملتر و پخته تری را انسجام داده بود، با این بی تجربگی و در واقع افتضاحی كه نیروی هوایی رژیم بعثی بالا آورد، نتوانستند آن طرح مورد نظرشان را پیاده كرده و در حقیقت نیروی زمینی از همان لحظه آغاز حمله سراسری، تا مدت ها تاوان سنگین حماقت فرماندهان نیروی هوایی را با از دست دادن تعداد سرسام آوری از بهترین خدمه تانك ها و نفرات توپخانه خود و البته تجهیزاتشان پرداخت كرد.

صبح روز یكشنبه، 31 شهریور 1359، آسمان ایران، عراق و تمام منطقة خاورمیانه آفتابی و بدون غبار پیش بینی شد. در حالیكه عراقی ها در هماهنگی كامل با ساختمان وزارت دفاع در بغداد، مشغول انجام آخرین تداركات قبل از آغاز حمله بودند، در تهران همچنان درگیری سیاسی بین «بنی صدر» و احزاب دیگر جریان داشت. در حالیكه دادگاه های نظامی همچنان در حال محاكمه سران وابسته به رژیم سابق بودند، بنی صدر در روز حمله مشغول بازدید از ستاد فرمانده نیروی هوایی تهران بود. در همان ستاد بود كه در ساعت 1 بعدازظهر، خبر حمله هوایی به پایگاه سوم شكاری نوژه را دریافت نمود.

نیمروز آخر تابستان

در ساعت 12 ظهر به وقت بغداد (12:30 به وقت تهران) تعداد 192 فروند پرنده عراقی شامل، میگ MiG-23BN، MiG-21، سوخویSu-7، Su-20، هانتر، توپولفTu-16، Tu-22‌و ایلیوشینIL-28از پایگاه های هوایی «الرشید»، «كوت»، «اربیل»، «كركوك»، «موصل»، «شعیبه»، «عبید ابن جراح» و تعدادی پایگاه فرعی دیگر به سمت اهدافی در عمق خاك ایران به پرواز در آمدند. این تعداد هواپیما با هدف از بین بردن 8 پایگاه هوایی نظامی، 5 فرودگاه غیر نظامی، چندین فقره تأسیسات و سایت های هشدار راداری و كنترل شكاری، 4 مركز بزرگ تأسیسات و تجهیزات نیروی زمینی و 3 پالایشگاه نفتی، راهی آسمان ایران شده بودند.

صدام با لباس نظامی، دستار قرمز رنگ و قطار فشنگی كه بدور خود بسته بود، در ستاد فرمانده مركزی، لحظه به لحظه در جریان امور قرار می گرفت. نخستین موج حمله به سمت ایران، بین ساعت 13:30 و 14:30 به آسمان اهداف خود رسیدند. این اهداف كه در تبریز، دزفول، بوشهر، شیراز، همدان، اصفهان، اهواز، ارومیه، تهران، كرمانشاه، سنندج و آبادان قرار داشتند مورد حمله بمب افكن های مهاجم قرار گرفتند. در حقیقت، تمامی پایگاه های هوایی و فرودگاه هایی كه می توانستند در حمله احتمالی تلافی جویانه ایرانی ها علیه عراق مورد استفاده قرار گیرند، بجز پایگاه های هوایی بندرعباس و مشهد كه خارج از برد بمب افكن های عراقی بود، مورد تهاجم و بمباران عراقی ها واقع شدند. گزارش هایی كه بعدها توسط ایستگاه های رادار به مركز فرمانده در تهران مخابره شد، حاكی از حمله 50 تا 55 فروند پرنده عراقی به خاك ایران بود كه مشخصاً نشان از ورود تعداد قابل ملاحظه ای از هواپیماهای عراقی از نقاط كور و بدون پوشش راداری آسمان ایران داشت.

نخستین دسته پروازی كه وارد آسمان ایران شد، یك دسته پروازی 5 فروندی میگ MiG-21بود كه با گرفتن سمت به طرف یكی از گوش های گربه! در ساعت 13:30 بر فراز پادگان «قوشچی» از زیر مجموعه های لشكر 64 پیاده ارومیه ظاهر شدند. با آنكه این حمله به اندازه كافی بزرگ بود و هشدار لازم را به ایرانی ها داده بود، با اینحال باز هم آن تدبیر صحیح و لازم اتخاذ نشد و حمله و تلاش اصلی نیروی هوایی عراق كه به سمت پایگاه سوم شكاری همدان بود، در ساعت 13:45 آغاز گردید. در این حمله، جنگنده- بمب افكن های میگ MiG-21و سوخوی Su-20در ارتفاع پایین به همدان نزدیك شده و هر دو باند پروازی و انبار مهمات پایگاه هوایی همدان را مورد اصابت بمب ها و راكت های خود قرار دادند. البته تعدادی از بمب ها ناتوان از انفجار، به درون زمین فرو رفتند! پدافند پایگاه موفق شد حداقل یك فروند از هواپیماهای عراقی را سرنگون كرده و خلبان آن را به اسارت درآورد. باندهای پروازی در بعدازظهر روز یكم مهرماه كاملاً تعمیر و آماده پرواز شد. اگرچه جنگنده های پایگاه سوم، دو ساعت پس از حمله، با استفاده از قسمت مورد اصابت قرار نگرفته باند، توانستند از نوژه به قصد بمباران اهداف خود در عراق به پرواز درآیند. جنگنده- بمب افكن های همدانی تا غروب خورشید آن روز، با استفاده از همان باند مورد اصابت قرار گرفته، 60 نوبت پرواز صورت دادند. همزمان با آغاز تكاپو برای بلند كردن نخستین دسته پروازی از نوژه به سمت عراق، 4 فروند جنگنده- بمب افكن عراقی به فرودگاه همدان كه در فاصله نزدیكی از پایگاه سوم قرار داشت حمله كردند كه خسارات ناچیزی به بار آمد. تعدادی از هواپیماهای جنگی عراقی نیز با نزدیك شدن به آسمان همدان قصد بمباران مركز ارتباط ماهواره ای «اسدآباد» را داشتند كه با حضور جنگنده های همدانی در آسمان، از حمله به هدف خود منصرف شدند.

در ساعت 13:45، 4 فروند جنگنده سوخوی Su-20، فرودگاه بین المللی اهواز را با بمب های عادی و راكت مورد حمله قرار دادند. این حمله كه در آن خساراتی به باند پرواز وارد آمد، با حمله به پادگان لشكر 64 پیاده ارومیه دنبال شد. در ادامه، تعدادی از بمب افكن های بعثی، ایستگاه رادار و سیلوهای گندم اهواز را بمباران نمودند.

دقایقی بعد، در ساعت 13:53، 8 فروند هانتر عراقی، پایگاه دوم شكاری تبریز و فرودگاه این شهر را با راكت و بمب های سبك مورد حمله قرار دادند اما با توجه به اینكه بمباران و شلیك راكت توسط هانترها از ارتفاع نسبتاً بالایی انجام شد و دقت پایینی داشت، لذا صدمه آنچنان سنگینی به بار نیامد. در این حمله، از 11 تیر بمب رها شده بر فراز تبریز، 4 تیر بمب منفجر نشدند! در هنگام حمله، یك فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ B727«هما» با 143 مسافر در حال فرود در فرودگاه تبریز بود و هواپیمای مسافربری دیگری نیز در خزشراه منتظر تأیید برج مراقبت برای برخاست بود. در حمله جنگنده های عراقی، با برخورد راكت به نزدیكی B727، بدنه بوئینگ از چند ناحیه مورد اصابت تركش های راكت قرار گرفت. ایستگاه رادار تبریز، پالایشگاه و نیروگاه حرارتی این شهر نیز با فاصله كمی از آغاز حمله به پایگاه دوم شكاری بمباران شدند و خساراتی به آنها وارد آمد.

دومین موج حمله به تبریز با حملة 6 فروند بمب افكن سوخوی Su-20با پشتیبانی 2 فروند میگ MiG-21كلید خورد؛ در این حمله هر كدام از «فیتر»ها 8 تیر بمب 250 كیلوگرمی FAB-250را در سرعت پایین، روی باند پروازی رها كردند. به طرز جالبی، بخاطر نقص در فیوزهای مسلح كننده بمب ها، هیچ یك از این بمب ها منفجر نشدند. اگر چه به عنوان هدف جانبی، منهدم كردن هواپیماهای خارج از پناهگاه هم می توانست در دستور كار خلبانان متجاوز بعثی قرار گیرد، اما دستور شخص صدام حسین حاوی این مسئله بود كه خلبانان می بایست فقط به فكر انهدام و از رده عملیاتی خارج كردن باند پروازی فرودگاه باشند و در واقع، چه كسی جرأ سرپیچی از دستورات صدام را داشت؟! بنابراین، هر 8 فروند بلافاصله گردش كرده و سمت پایگاه مبداء را در پیش گرفتند تا پایگاه هوایی تبریز با وقفه كوتاهی برای خنثی سازی بمب ها، دوباره به حالت عملیاتی خود بازگردد. تنها صدمه ای كه در موج اول حمله به این پایگاه وارد آمد، قطع ارتباط آن با ستاد فرمانده در تهران بود كه در مدت چند ساعت، آنهم مرتفع گردید.

حدود ساعت 2 بعدازظهر، حمله دیگری توسط 4 فروند سوخوی Su-20مسلح به راكت های هدایت ناپذیر، به پادگان «خسروآباد» انجام شد كه در واقع، بیشتر ساختمان های این پادگان خالی بود و هیچ نظامی داخل آنها نبود. همزمان، پایگاه هوایی وحدتی دزفول نیز با یك وقفه كوتاه، 2 بار بمباران شد كه خساراتی به باند وارد آمد. 3 فروند F-5تایگر، انبار سوخت و تعدادی پمپ سوخت آسیب دیدند و 5 نفر از كاركنان مجروح و یكی از خلبانان نیز به نام سروان خلبان «فیروز شیخ حسنی» به درجه رفیع شهادت نائل شد. وی كه پس از اتمام موج اول حمله، بلافاصله به سمت باند دوید تا به عنوان «افسر ایمنی پایگاه»، سطح باند را از نظر میزان خسارت یا وجود اشیاء خارجی و تركش ها بررسی كند، در دومین موج حمله توسط جنگنده –بمب افكن های عراقی كه مأموریت انهدام باند را به عهده داشتند، غافلگیر شد و با كمال تأسف، تركش یكی از راكت ها كه برای آسیب زدن به باند از پرنده عراقی شلیك شده بود، با سر این خلبان وظیفه شناس و وطن پرست برخورد نمود و مغز این دلاور مؤمن و متعهد را متلاشی كرد! وی در حقیقت، نخستین خلبان شهید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از لحظه آغاز رسمی جنگ محسوب می شود؛ روحش شاد و یادش گرامی باد!

در حالیكه پرنده های متجاوز در آسمان پایگاه وحدتی جولان می دادند، بمب افكن های میگ MiG-23BNهم، سری به پایگاه هوایی بوشهر زدند. اگر چه محوطه پروازی این پایگاه هم دست كمی از تهران نداشت و مملو از پرنده بود، ولی راكت های خلبانان ناشی عراقی به خطا رفت و خسارات بسیار ناچیزی به جنگنده ها وارد گردید. دسته دیگری نیز در مدت زمان كوتاهی پس از آن، بر فراز پایگاه دریایی نیروی دریایی در بوشهر آفتابی شدند تا ناوچه هایی را كه در آن پایگاه پهلو گرفته بودند غافلگیر كنند؛ یك فروند بمب افكن عراقی كه استتار دریایی روی آن نقش بسته بود، در ارتفاع بسیار پایین، خود را به آسمان این پایگاه رساند و 3 تیر بمب را روی اهدافی در داخل پایگاه رها نمود. دومین فروند نیز در دنبالة رهبر دسته همین كار را انجام داد. پدافند پایگاه نیروی دریایی كه با حمله رهبر دسته، هوشیار شده بود، آتش خود را متوجه شماره 2 دسته كرد. بلافاصله، ناوچه های جنگی و قایق های موشك اندازه هم با گرفتن آرایش دفاع ضد هوایی، خود را برای مقابله با موج حمله جدید آماده ساختند. اما با وارد عمل شدن رهگیرهای بوشهری به آسمان منطقه، دسته های بعدی پرواز دشمن با فروریختن بی هدف بمب های خود، با شتاب بالیی فضای بوشهر را ترك كردند تا به این ترتیب، خسارات وارده به پایگاه هوایی و پایگاه دریایی بوشهر در حد قابل اغماضی باقی بماند.

در غروب همان روز 31 شهریور، عراقی ها دست از كار نكشیدند و با درك اهمیت بسیار بالای پایگاه ششم شكاری نیروی هوایی و پایگاه دریایی نیروی دریایی در بوشهر، سعی در وارد آوردن خسارتی وسیع به این دو پایگاه نمودند اما با آتش حجیم و دقیق پدافند هوایی كه اینبار واقعاً انتظار آنها را می كشید، پس از شكستن دیوار صوتی شهر، دو فروند از پرنده های متجاوز مورد هدف واقع شده و سقوط كردند.

با اینحال، مهمترین حمله روز 31 شهریور در راه بود؛ 6 فروند هواپیمای میگ MiG-23شامل حداقل دو فروند گونه BN، موفق شدند پس از برخاستن از نزدیكترین پایگاه هوایی عراق به مرز كه پذیرای این گونه از پرنده های میگ بود، با دنبال نمودن مسیرهای كور راداری و پستی بلندی های پوشش داده نشده توسط پرتوهای رادار، در اختفای كامل، با طی مسیری به طول 540 كیلومتر، خود را به پایتخت، «تهران» برسانند. این پرنده های متجاوز در ساعت 14:20 دقیقه به آسمان تهران رسیدند. 3 فروند از آنها در ارتفاع پایین خود را به مهرآباد رسانده و متوجه شدند تعداد زیادی پرنده از همه نوع، در محوطه پروازی نیروی هوایی و خارج از پناهگاه پارك شده اند؛ مهرآباد فرودگاه بسیار بزرگ و مجهزی است كه نیروی هوایی با در اختیار داشتن قسمت جنوب و قسمتهایی از شمال شرق این فرودگاه، سهمی 60 درصدی از مهرآباد را در اختیار دارد. همچنین شركت صنایع هواپیمایی ایران «صها» با آشیانه های عظیم و البته طرح گسترش وسیع خود، قسمت شمال غربی مهرآباد را از آن خود كرده است. هر سه فروند میگ عراقی كه هرگز انتظار یك چنین لقمه بزرگ و چرب و نرمی را نداشتند، بلافاصله با گردشی ناصحیح و سپس شیرجه ای ملایم به خیال خود، بمب هایشان را برفراز اهداف نظامی فرو ریختند! تعدادی از بمب ها با مسلح نشدن فیوز منفجر نشد و یكی از بمب ها هم به خارج از محوطه پایگاه هوایی افتاد! با اینحال، تعداد كمی از این بمب ها برای پیشبرد اهداف صدام مؤثر واقع شدند؛ هنوز مشخص نیست كه این دو جنگ افزار منفجر شده بمب بوده اند یا راكت؟! به هر حال، انفجار یكی از این دو بمب در نزدیكی یك فروند F-4Eكه در محوطه شركت صنایع هواپیمایی ایران، انتظار تعمیرات اساسی را می كشید، قسمت دماغه هواپیما را از جلوی ورودی هوای موتورها جدا نمود! دو تیر بمب دیگر، نزدیك یكی از B707هامنفجر شد تا خساراتی هم به این بوئینگ وارد آید. بال یكی از هواپیماهای C-130هركولس نیز در اثر برخورد با یك مانع دچار آتش سوزی شد. بقیه بمب ها هم به بخش هایی از فرودگاه ریختند كه هیچ ضرر و زیانی در پی نداشت. ثانیه هایی از انفجار این بمب ها نگذشته بود كه دو فروند F-4Eبرای رهگیری متجاوزان راهی آسمان شدند. اگر چه خلبانان F-4، بیشترین سرعت عمل خود را برای رسیدن به میگ ها به كار بستند، ولی با اینحال، پرنده های عراقی با چنان سرعت بالایی آسمان كشورمان را ترك كردند كه هرگز دست فانتوم ها به آنها نرسید! براساس مشاهده حاضرین در صحنه، تنها یك فروند از 3 فروند میگ MiG-23عراقی، مسلح به بمب بود و دو فروند دیگر راكت حمل می كردند. پرواز آنها در چنان سرعت و ارتفاع پایینی بر فراز آسمان مهرآباد صورت گرفت كه همه شاهدان تصور می كردند كه جنگنده های ایرانی هستند و می خواهند فرود بیایند! برخی نیز با تشخیص صحیح عراقی بودن ماهیت جنگنده ها، تصور می كردند كه فانتوم های ایرانی، آنها را وادار به فرود كردهاند!

 

                                            ادامه دارد....



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394
شناسایی تاکتیکی

b_300_250_16777215_00_images_g-11-g.jpg

تنها ، نترس ،غیر مسلح سه کلمه روی کاغذ هسنند. اما وقتی بخواهی آنها را در قالب خلبان شکاری معنا کنی مردانی نیاز داری که روحی آرام،دل شیر و سواد بسیار بالا نیاز داری.همان هایی که کم نبودند، زیاد هم نبودند اما بودند... اینها قهرمانان گردان یازده شناسایی تاکتیکی نیروی هوایی بودند.در عکس تعدادی هستند و تعدادی هم نیستند! جایشان سبز همانهایی که شهید شدند و برگ افتخار تاریخ ایران شدند.




::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394
حماسه ساز پلیس راه خرمشهر ...







شهید ناو سروان تکاور محمد رضا مرادی

( تقدیم به آنهایی که در خرمشهر جاودانه شدند )

 

ساعت حدود 10:00 صبح است به اتفاق تنی چند از دوستان و همرزمان قدیمی به سمت بهشت زهرای تهران می رویم . حال و اوضاع این روز های تهران با گذشته اش تفاوت زیادی کرده و اتوبان ها، شمالی ترین نقطه ی شهر را به جنوبی ترین نقطه ی آن وصل می کنند . از طریق رمپ ورودی به اتوبان آزادگان وارد آن میشویم صافی جاده و زمین های اطراف آن ناخودآگاه مرا با خود به زمان هایی نه چندان دور می برد به دوستانم نگاهی می کنم سپیدی مویشان حاکی از گذر ایام است و دیگر از آن بدن های ورزیده که به مرور و به رسم قانون زندگی روبه فرسودگی می نهند خبری نیست اما غیرت ، شجاعت و جنگاوری آنان همان غیرت و شجاعتی است که به هنگامه ی ورود به خرمشهر از آنان می دیدم .

به ورودی بهشت زهرای تهران نزدیک می شویم چشمم به آیه ی بالای سردر ورودی می خورد چه پر معنی

(البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود(

نگاهم به دستان ناخدا یکم تکاور سلیمان محبوبی می افتد ، می لرزد ، عمق نگاهش با تی 55 عراقی  پارک شده در وسط بلوار گره می خورد. آن دست های لرزان ناگهان مشت میشود و من می دانم سلیمان به یاد نبرد هایمان با این غول بی شاخ و دم افتاده است . سرم را به سمت تانک بر می گردانم و نگاهم گویی عمق زره را میدرد و منهدمش میکند .

بی اختیار به یاد 24 مهر ماه می افتم که در کوچه پس کوچه های شهر چگونه غیرت تکاوری این عظیم الجثه ی متجاوز را منهدم می نمود و صدای به عربی سوختم سوختم سربازان عراقی در فضای شهر طنین انداز میشد و کمی درد خرمشهر التیام می یافت ...

وارد قطعه 24 میشویم  یعنی درست همان جایی که ناو سروان تکاور محمد رضا مرادی جسم پاکش آرام آرام آرمیده است . محمد رضا مرادی ...

بچه های گردان به او می گفتند: آقا رضا ...

به بالای آرامگاه می رسیم و دوستان هر کدام آقا رضا را دوره کرده اند و تنها صدای گریه های مردانه است که به گوش میرسد. صدای پیچیدن باد در پرچم ذهنم را به خود مشغول میکند سرم را بالا میگیرم نگاهم با عظمت پرچم ایران در آسمان گره می خورد  مشت هایم گره میشود و به قلبم کوبیده میشود و در بالای آرامگاه تکاور دلاور ناو سروان محمد رضا مرادی یاد شجاعتش در میان انبوهی از تانک ها می افتم . آری حماسه آقا رضا در پلیس راه خرمشهر ...

باید برای وصف رشادت هایش به کمی قبل تر از تاریخ 8 مهر ماه 59 باز گردیم یعنی مورخ 4 مهرماه، درست زمانی که رضا با تفنگ 106 آتش پشتیبانی موثری از نیرو های درگیر در منطقه ی عملیاتی شلمچه فراهم آورده است . از بدو ورود رفت و آمد نیرو های پشتیبانی رزمی به چشم می آید . تا به امروز که تقویم 4 مهر ماه 1359 را نشان میدهد توانسته ایم با همت و غیرت تکاوران ، ژاندارم ها ، گردان 151 پیاده دژ و نیرو های داوطلب در مقابلشان بایستیم .

راستی در مقابل ما نیروی نظامی با چه استعداد رزمی صف آرایی کرده و حالت هجومی به خود گرفته است ؟

می گویم تا آیندگان بدانند، مدافعان شهر که استعداد رزمی شان به سختی به 1200 نفر میرسید در مقابل انبوهی از چه نوع تیپ ها و گردان هایی سینه سپر کرده اند و در این بین دلاورانی چون ناو سروان تکاور محمد رضا مرادی را تقدیم نموده اند ...

لشگر 3 زرهی با نیرو های تقویتی در محور تنومه – شلمچه – خرمشهر برای اشغال خرمشهر و آبادان پیشروی می کنند و بعد از مواجه شدن با مدافعان بی باک اطلاع یافته ایم که نیرو های دیگری برای تقویت لشگر 3 به سمت منطقه نبرد گسیل شده اند از جمله تیپ 33 نیرو مخصوص که در نبرد های خیابانی نقش فعالی دارد  هرچند که بعد ها به کلی در نبرد های خانه به خانه با کلاه سبز ها منهدم و از سازمان رزمی عراق حذف میشود . لشگر 3 زرهی قرارگاه اصلی تک کننده به محور خرمشهر- آبادان دارای یگان های سازمانی به شرح زیر است :

- تیپ 12 زرهی  ابن الولید شامل 4 گردان تانک

- تیپ 8 مکانیزه شامل 4 گردان مکانیزه تانک

- گردان شناسایی

- 5 گردان توپخانه

- 2 گردان پدافند هوایی به اضافه آتشبار مستقل

- 1 گروهان شیمیایی

- 3 گردان خدمات

- 1 گردان مهندسی رزمی

- 1 گردان پل

- 1 گردان مخابرات

پشتیبانی خدمات رزمی لشگر و تیپ ها و گردان هایی مختلف در منطقه بصره و کرانه ی اروند رود که در صورت نیاز قادرند به نیرو های پیشرو در محور خرمشهر – آبادان بپیوندند که بعد ها اینچین نیزمی شود .

b_300_250_16777215_00_images_1_zzzzzzzzaaasssdd.jpg

شهید ناو سروان تکاور محمد رضا مرادی سمت راست و ناو سروان تکاور قاسمی را در سمت چپ ملاحظه میفرمایید در مرکز آموزش تکاوری منجیل و در کسوت استادی ...

با گستردگی بیش از حد جبهه های نبرد در خرمشهر مواجه شده ایم و اندک بودن نیرو های مدافع درگیر، امانمان را بریده . غرش سهمگین 106 های درگیر در منطقه عملیاتی شلمچه جهنمی برای یگان های زرهی برپا کرده است و در این بین بی قرار تر از همه ناو استوار تکاور محمد رضا مرادی ...

با برآورد وضعیت و گستردگی بیش ازحد  محور ها و همچنین تعداد شهدا و مجروحین تصمیم بر آن است تا با یک عقب نشینی تاکتیکی و اصولی تا حوالی پل نو به عقب آمده و از آنجا خط پدافندی جدیدی را شکل دهیم. تفنگ های 106 در این بین فعالیت چشم گیری داشته و توانسته اند از نیرو های عقب رو به خوبی پشتیبانی کنند . خبر های خوبی پشت بیسیم ها مخابره نمیشود دشمن از محور پلیس راه به شدت فشار می آورد و نیرو های درگیر در منطقه پلیس راه – جاده اهواز خرمشهر به شدت نیاز به پشتیبانی سنگین دارند .

ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی با ابلاغ دستوری گروه های تفنگ 106 را به سمت شلمچه فرا می خواند که در این بین تکاپوی رضا مرادی بیش از همه به چشم می آید غیرتی تر از همیشه به سرعت و با خدمه ی تفنگ 106 اش راهی محور پلیس راه میشود .

سه محور عمده در نبرد خرمشهر به وجود آمده است محور شمالی جاده اهواز ، محور شمال غربی حد فاصل جاده اهواز- جاده شلمچه و در نهایت آوردگاه غربی ، جاده شلمچه ...

طبق اخبار ارسالی ،تیپ های 26 زرهی و 6 زرهی از لشگر طلایی 5 عراق عازم محور شمالی منطقه نبردند تا خرمشهر را به محاصره کامل خود درآورند و نیرو های درگیر در محور پلیس راه توانسته اند با تشکیل یک خط پدافندی موقتا در مقابل متجاوزین بایستند . آن طور که تیم های شناسایی تکاوران گزارش داده اند ماموریت تیپ 6 زرهی که از تیپ های ورزیده لشگر طلایی 5 عراق می باشد نفوذ به خاک ایران از محور شلمچه و از جناح چپ تیپ 26 زرهی می باشد که اولین هدف آن قطع جاده اهواز – خرمشهر و عبور از کارون و مستقر شدن در منطقه قصبه و مارد می باشد ، دومین هدف تیپ مذکور رسیدن به بهمن شیر و عبور از آن می باشد که در منطقه مارد با مقاومت شدید کلاه سبز های نیرو دریایی موقتا زمین گیر شده است .

تیپ 26 زرهی عراق با قطع نمودن جاده اهواز خرمشهر در صدد پیشروی به سمت جنوب و گذر از پلیس راه خرمشهر می باشد تا بلکه بتواند از این طریق عرصه را بر نیرو های مدافع شهر تنگ تر تنگ تر کند .

تیپ 26 زرهی با آرایشی هشتی در مقابل کلاه سبز ها موضع گرفته است و ما در خط پدافندی خود به شدت زیر آتش تانک ها هستیم نگاهم از دور به گرد و خاک برخاسته از آمدن جیپ های 106 می افتد در جلوی همه رضا را می بینم از جیپ به پایین می آید کلاه سبزش را صاف می کند و در یکی از سنگر ها به منطقه نگاهی  می اندازد سپس با دو دستگاه جیپ 3 کیلومتر جلو تر از خط پدافندی موضع می گیرد. جای استقرار رضا برایمان بسیار جالب بود جاده ی اهواز- خرمشهر کمی از سطح زمین فاصله دارد و رضا درست یک 106 را در سمت شرقی جاده و دیگری را در سمت غربی جاده مستقر میکند تذکرات لازم را گوشزد کرده و اجرای آتش می کند .

تا امروز این همه تانک را یک جا ندیده ام گویی عراق همه ی تانک ها ی خود را در مقابل ما با آرایشی هجومی قرار داده است. آمده تا امروز کار را یکسره کند . صدای غرش 106 نظرم را جلب می کند با دوربین به نقطه ای که رضا موضع گرفته نگاهی میکنم نحوه ی اجرای آتشش اشک را در چشمانم جمع میکند رضا جیپ را به روی رمپ می آورد و نشانه گرفته و در کسری از ثانیه شلیک می کند چند صد متر آن طرف تر برجک یک تانک به هوا میرود و رضا جیپ را خلاص کرده و دوباره به پایین جاده می آید .

آنقدر عراقی ها را کلافه  کرده که نمی دانند از کجا دارند می خورند و آنها بدون هدف اجرای آتش می کنند . 6 مهر ماه ، 7 مهر ماه شاهد دلاوری تکاور رضا مرادی است که چگونه با دست خالی در بین انبوهی از تانک های متجاوز میان داری میکند تا بدین جا تیپ 26 زرهی از موضع 4 مهر ماه خود حتی یک متر هم جلو نیامده و پدافند موثر ما تا این لحظه  به خوبی جواب داده است .

 

.b_300_250_16777215_00_images_1_zzzzzzzzzzzzzzzp.jpgشهید ناوسروان تکاور محمد رضا مرادی با لباس تشریفات گردان یکم تکاوران نیروی دریایی

امروز 8 مهر ماه 1359 است و ما هنوز در پلیس راه موضع گرفته و فشار های شدید دشمن را تحمل می کنیم تا از این محور، متجاوزین وارد شهر نشوند از دور خودروی ناخدا صمدی و معاونش با سرعت به سمت ما می آید . نا خدا از ماشین بیرون میپرد و با چند خیز به سمت سنگر می رود . دوربین را به دست میگیرد و از پشت عدسی های دوربین رضا را زیر نظر می گیرد با امروز درست 4 روز است که رضا تقریبا یکه و تنها سه کیلومتر جلو تر از ما در مقابل عراقی ها اجرا آتش می کند و تا بدین جا 19 دستگاه تانک و نفر بر عراقی را به آتش کشیده ، تکان های شانه ی ناخدا خود گویای حال اوست، ژ-3 کماندوییش را بر میدارد و با چندین خیز خود را به رضا میرساند از دور با اجرای آتش، نا خدا را پشتیبانی می کنیم محکم خود را به رمپ جاده می چسباند و در کنار رضا قرار میگیرد .

با صدای سلیمان به خود می آیم که میگوید :

- صمد کجایی ؟ تو فکری پسر

- هیچی یاد 8 مهر افتادم و اتفاقات آن روز های خرمشهر

تیمسار صمدی که گویی در بالای آرامگاه رضا به کلی از خود بی خود شده مدام قطرات زیبای اشک از چشمانش جاری میشود روبه ما می کند و میگوید:

- می خواهید آن روز و چند دقیقه صحبتم را در کنار رمپ جاده ی اهواز- خرمشهر برایتان بازگو کنم ؟

- بله جناب ناخدا خواهش میکنم بفرمایید

- آن روز وقتی دیدم رضا یکه و تنها در مقابل آن بی صفتان اجرای آتش می کند و من که فرمانده ی او هستم عقب نشسته ام ناگهان دلم ریخت و تصمیم گرفتم به سمت او بروم وقتی خودم را به رمپ جاده زدم رضا که از شلیک تازه ای بر می گشت احترام گذاشت و گفت :

-جناب ناخدا تا اینجا نفسشون رو گرفتیم شما اینجا باشید تا من به سمت غرب جاده بروم و اجرای آتش کنم

- رضا جان بمون من میرم

- نه گلوله گذاری کردم آمادس الان میام

وقتی از روی جاده خیز برداشت تا به سمت 106 دیگری برود نمیدانم، گویی صدای شلیک تانک را شنیدم گلوله درست چند متر جلو تر از رضا به زمین خورد وقتی گرد و خاک کنار رفت دیدم رضا بدون سر در حال دویدن است. فکر کنم برای یک لحظه موقعیت زمانی و مکانی از دستم رفت و نا خود آگاه بر روی جاده به سمت او دویدم و پیکر بی سرش را که به شدت دست و پا میزد در آغوش گرفتم ، رضا بی قراری میکرد و کاری از دست من بر نمی آمد فقط محکم گرفتم این فرزند دلیر رو ...سرم رو روبه آسمان کرده و در آن حجمه ی وحشتناک آتش از عمق وجود خدا را صدا کردم ...

سلیمان محبوبی حرف های نا خدا را که دیگر وصف آن صحنه برایش مقدور نبود قطع کرد و گفت :

- به احترام همرزم و دوست دلیرمان ناو سروان تکاور رضا مرادی

سپس همه ی دوستان به همراه فرمانده گردان یکم تکاوران نیروی دریای جناب ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی به رضا ادای احترام کرده و خبر دار ایستادیم ...

در حالی که همه وجود رضا را کنارمان احساس می کردیم سلیمان روبه من کرد و گفت :

- صمد جان اگر موافقید برویم سراغ یکی دیگر از بچه ها او هم در قطعه 24 است

- آره حتما  سلیمان جان جناب ناخدا صمدی خواهش میکنم بفرمایید

راستی یادم رفت خودم را معرفی کنم من ناو سروان تکاور صمد مجاور محله جمعی گردان یکم تکاوران نیروی دریایی ( کلاه سبز ها ) هستم.  جانم فدای ایران...



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394
سلسله مقالات جنگ تحمیلی در آسمان بخش شانزدهم




http://ganjejang.com/images/8sal-16.jpg




در این قسمت، در ادامة مبحث متجاوز نبودن، عدم وجود خوی استثمارگری، یاغی گری و تجاوز در خون ایرانیان باید اذعان كرد این مرام، اگرچه در طول تاریخ با سكته های كوچكی همراه بوده است، ولی بدون شك روند تحولات و فراز و نشیب های تاریخ، گواه صد درصد «انسان مسلكی» در نزد ایرانی هاست. اما ریشه این تفكر كجاست؟! در كمال تعجب و شگفتی، باید گفت كه این خوی زیبای ملت ایران در كلمه «شادی» نهفته است! ایرانیان از دیرباز خصلت شادی و شادمانی را در خود داشته اند و این خصیصه نیز در ادامه، ریشه در پاك زیستی این ملت داشته و دارد. از آنجا كه ایرانی میل به شادی دارد، لذا در جستجوی آن، شادی را در دوستی و برادری با خانواده، همسایه و یا حتی با كشورهای همسایهاش یافته است. همانگونه كه بزرگی می گوید «شادی كجاست؟! جایی كه همه ارزشمند هستند!»

چیز عجیبی نیست كه دنیا، ایرانیان را ملتی عجیب می داند! چه بسا این ملت در طی تاریخ پر فراز و نشیب خود، تسلط اقوام و ملل گوناگون با فرهنگ های مختلفی را بر سرزمین خود تجربه كرده اما همیشه، تاریخ ثابت كرده كه این فرهنگ «شادی دوست» و «صلح طلب» ایرانی است كه دیگر فرهنگ های خرد را در خود هضم كرده و عوض نشده است؛ چه سلوكیان غم پرست، و چه اعراب و مغولهای متجاوز، هیچكدام نتوانستند از ایران و ایرانی، خصلت شادی و صلح دوستی اش را بگیرند. اینها درسهای تاریخ است! پس بیایید مثل یك ایرانی حقیقی، به حقوق یكدیگر احترام بگذاریم، هم میهنانمان را دوست و برادر خود بدانیم تا در نهایت، به شادی حقیقی كه مرام و مسلك ذاتی مان است دست پیدا كنیم!

 

روز بیستم شهریور سال ؟  ساعت 8:45 دقیقه صبح، 2 فروند سوخوی Su-20دشمن از منطقه «خان لیلی»، مرز ایران را قطع كرده و وارد آسمان كشور شدند. این دو خلبان كه مشخصاً بدون توجیه قبل از پرواز، اقدام به این كار كرده بودند، با عبور جنگنده هایشان از فراز روستای «امام عباس»، با كمین توپ های پدافند نیروی زمینی برخورد كردند. یكی از سوخوی ها مورد اصابت گلوله های پدافند قرار گرفت و با سقوط شیرجه وار به وسط منازل مسكونی روستا، خلبانش را به كشتن داد! با رسیدن خبر عملیاتی شدن مجدد سایت رادار «نخجیر» به نیروی هوایی عراق، دشمن بعثی بی درنگ وارد عمل شد؛ این سایت، تمامی پروازهای گشتی رهگیری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را در كنترل خود داشت، در ساعت 10 صبح، سایت نخجیر مورد حمله قرار گرفت. نیروی هوایی عراق كه قصد داشت برای همیشه یا حداقل برای مدت طولانی، نخجیر را بستری كند، در قالب دو دسته پروازی از جنگنده بمب افكن های سوخوی Su-20وارد عمل شد. در طی این حمله، سوخوی ها تعداد زیادی راكت و حدود 30 بمب را بر سر نخجیر فرو ریختند! در این حمله، با شهادت 3 رزمنده و زخمی شدن 13 نفر از كاركنان، خسارت بسیار سنگینی به تجهیزات و سامانه های سایت وارد آمد.

در روز 21 شهریور، نیروی هوایی عراق، گزارش ساقط كردن دو فروند F-4فانتوم ایرانی را اعلام نمود كه البته نیروی هوایی ایران در آن روز هیچ گونه تلفاتی نداشت! اگر چه تا آن روز، نیروی هوایی عراق پروازهای پشتیبانی نزدیك تقریباً موفقی را به نیروی زمینی ارتش ارایه كرد، با اینحال، تلفاتی نسبتاً زیادی هم تحمل نمود.

در روز 22 شهریور، در منطقه مرزی «چاغر»، یك فروند F-14Aتامكت به هدایت سرگرد خلبان «رضا عطایی»، یك فروند میگ MiG-23MSدشمن را سرنگون نمود. لاشه جنگنده میگ در منطقه مورد اشاره در حالی پیدا شد كه موشك های حرارتی K-B«آتول» آن از انفجار مهیب سرجنگی موشك فینیكس، تقریباً جان سالم بهدر برده بودند. این شكار جزو نخستین شكارهای رسمی و ثبت شده از موشك AIM-54در تاریخ نبردهای هوا به هواست. دلیل عمده افزایش فعالیت شكاری رهگیرهای نیروی هوایی ایران در مناطق مرزی، بازدیدی بود كه طبق قرار، فردای آن روز توسط «بنی صدر» از مناطق جنگی می بایست صورت می گرفت. این درگیری هوا به هوا كه منجر به سقوط میگ عراقی شد، طوری برنامه ریزی گردید تا با ورود بنی صدر و هیأت بلند پایه همراهش به منطقه، ارزش بی حد و حصر F-14و تسلیحات مرگبارش، برای برخی از دولتمردان وقت كه داعیه پس دادن تامكت ها به ایالات متحده را داشتند، بیش از پیش اثبات شود. در بعدازظهر روز 22 شهریور، بنی صدر به همراه نخست وزیر شهید «محمد علی رجایی»، رییس ستاد مشترك «سرتیپ ولی ا.. فلاحی»، وزیر دفاع «سرهنگ جواد فكوری» و فرمانده نیروی زمینی «ظهیرنژاد» با مشایعت تعدادی از فرماندهان و مقامات دولتی محلی با دو فروند بالگرد بل 214 هوانیروز كه به وسیله دو فروند بالگرد «كبرا» پشتیبانی می شدند، به سمت مناطق جنگی به راه افتادند. در ساعت 5 بعدازظهر، بالگردها در غرب شهر ایلام، حدود 20 كیلومتری مرز مشترك با عراق، به خط مرزی نزدیك می شدند كه ناگهان خلبان یكی از بالگردها، هواپیمای جنگنده ای كه در ارتفاع بسیار پایینی در حال نزدیك شدن به دسته پروازی بالگردها بود را مشاهده كرد. با اعلام هشدار به دیگر خلبانان، هر 4 بالگرد بلافاصله از هم فاصله گرفته و با كاهش ارتفاع، به دنبال مكان مناسبی برای فرود بودند. جنگنده مزبور كه گویا آنها را ندیده بود، راه خود را ادامه داد و دسته پروازی بالگردها نیز در همان ارتفاع پایین، منطقه را ترك كردند. بعدها گزارشاتی واصل شد كه جنگنده مورد اشاره یك فروند سوخوی Su-22عراقی بوده است.

همان شب، نیروی هوایی عراق، حملاتی را علیه مواضع نیروهای زمینی ارتش در «سرپل ذهاب» و جنوب شرق «قصر شیرین» ترتیب داد و از این رهگذر، منازل مسكونی شهر را نیز از بمب هایش بی نصیب نگذاشت. صبح روز بعد، دو فروند جنگنده میگ MiG-21UMتوسط پدافند زمین به هوای نیروی زمینی در سرپل ذهاب ساقط شدند. در همان روز، پایگاه هوایی چهارم «وحدتی»، یكی از F-5های خود را به همراه خلبانش سروان «بیژن فعلی» از دست داد.

پس از دو روز كه درگیریها كاهش یافته بود، در صبح روز 24 شهریور، نبرد هوایی سنگینی بر فراز سرپل ذهاب واقع شد تا روز پرحادثه ای را برای دو طرف رقم بزند! در صبح آن روز، یك فروند F-4همدانی، یك فروند جنگنده شناسایی میگ MiG-21Rو جنگنده های همراهش را در آسمان سرپل ذهاب غافلگیر كرد. در درگیری كه بین جنگنده امریكایی با همتایان اتحاد شوروی اش واقع شد، دو فروند میگ ساقط شدند تا لاشه آنها در نزدیكی پاسگاه مرزی «میشگان» درس عبرتی برای دیگر پرندگان متجاوز شود. هر دو خلبان در درون كابین خود باقی ماندند و تكه تكه شدند. درگیری های دیگری در منطقه «دهلران»، جایی كه یك فروند سوخوی Su-20و یك بالگرد توسط F-5Eهای دزفولی خاكستر شدند اتفاق افتاد. در ادامه یك فروند جنگنده كه به احتمال زیاد، میگ MiG-21بوده به وسیله فانتوم ها در منطقه ای بین پاسگاه های میشگان و «زید یحیی» ساقط شد كه در این میان، تلفات نیروی هوایی ایران كه یك فروند F-5E‌و یك فروند بالگرد بل 214 بود تأیید شده است. با انهدام بل 214، همه سرنشینان نیز كشته شدند كه در میان كشته شدگان، نام سرگرد خلبان «علی شمس بیگی» خلبان F-4نیز به چشم می خورد.

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اگر چه با قدرت خوبی جلوی دشمن سینه سپر میكرد، با اینحال موج جدیدی از اخراج ها و تصفیه های عناصر وابسته به رژیم سابق در نیروی هوایی به راه افتاد. در روز 22 شهریور، تیمسار «بهمن باقری» فرمانده نیروی هوایی و رییس سازمان هواپیمایی كشوری، در فرودگاه مهرآباد تهران، در حالیكه قصد ترك كشور به مقصد فرانسه را داشت دستگیر شد. در ادامه و در حالیكه درگیری های بسیار سنگینی در طول نوار مرزی با عراق در جریان بود، تعداد زیادی از افسران، با درجه های سرهنگی و بالاتر، و از خدمت مرخص شدند. در ساختار فرمانده نیروی هوایی تغییراتی حاصل شد و به این ترتیب تعدادی از افسران ارشد، جزء، درجه دار، و كارمند كه دیدگاهشان با دیدگاه نظام جمهوری اسلامی تطابق نداشت از خدمت كنار رفتند. در مدت كوتاهی، تعدادی از این افراد با تغییر دیدگاه و با هدف خدمت به كشورشان و رویارویی با دشمنی دیرینه كه همان عراق بود، با تأیید مراجع صلاحیت دار به خدمت بازگشتند. در همین برهه، محاكمه تعدادی از سران رژیم طاغوت جریان داشت كه می توان به محاكمه و اعدام سرهنگ «رفیع ربیعی» افسر رابط بین نیروی هوایی ایران و نیروی دریایی ایالات متحده در برنامه F-14و سپهبد «نخعی نژاد» معاون ارتشبد «طوفانیان» و یكی از رابطهای خریدهای تسلیحاتی بین نیروی هوایی ایران و ایالات متحده اشاره كرد. پس از مدت ها زد و خورد و كشمكش، در روز 26 شهریور، «صدام حسین»، رییس جمهوری عراق در تلویزیون ملی این كشور، كاغذی را كه نشانگر پیمان سال 1975 الجزایر بود پاره كرد و محق بودن عراق در تسلط كامل بر آبهای «اروند رود» را اعلام نمود. دولت جمهوری اسلامی نیز بلافاصله در نخستین گام، نیروهای وظیفه احتیاط را كه سربازان منقضی خدمت سال 56 و 57 بودند به خدمت سربازی فرا خواند. اما برای اتخاذ این تدابیر خیلی دیر شده بود، زیرا حملات فزاینده هوایی و زمینی عراق باعث شده با وجود آنكه برتری هوایی برفراز مناطق مرزی مطلقاً با نیروی هوایی بود، دو پاسگاه مرزی دیگر ایران هم سقوط كند. در بعدازظهر روز 26 شهریور، یك فروند میگ MiG-21عراقی با اصابت یك تیز موشك هوا به هوای شلیك شده از یك فانتوم ایرانی به شدت آسیب دید و به احتمال زیاد ناتوان از رسیدن به پایگاه اصلی خود، در میانه راه سقوط كرده است. میزان درگیری ها با نرخ بسیار بالایی در حال افزایش بود زیرا تا پایان شمارش معكوس عراقی ها برای حمله به ایران دیگر چیزی باقی نمانده بود. در طی روزهای منتهی به 31 شهریور، تقریباً تمامی پاسگاه های مرزی ایران با عراق، شاهد صحنه های غیر قابل توصیفی از دفاع و تهاجم بود.

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این تجاوزها، میزان بمباران واحدهای پیشرو عراقی و پشتیبانی از واحدهای سطحی خودی را افزایش داد. در نتیجة این تغییر تاكتیك، حملات بسیار سنگینی علیه پاسگاه های مرزی عراقی به انجام رسید تا به این ترتیب تعداد زیادی از تانك های واحدهای زرهی نابود شده و تلفات بالایی به نیروی زمینی ارتش عراق وارد آید. همزمان، انهدام چاه های نفت و واحدهای تلمبه خانه عراقی نیز در دستور كار قرار گرفت تا عراقی ها جواب دندان شكنی از حمله به شهر قصر شیرین و تأسیسات نفتی و توزیع برق این شهر دریافت كنند.

حمله به پاسگاه های مرزی در ابتدای صبح روز بعد با حمله وسیع نیروی زمینی عراق و تهاجم آنها به نقاط متعدد مرزی پیگیری شد! یكی از وسیع ترین این حملات توسط لشكر 4 پیاده از سپاه یكم نیروی زمینی عراق اجرا شد. در مقابل پیشروی دشمن، F-5Eهای پایگاه شهید وحدتی، دزفول، فداكاری بیش از حدی از خود به نمایش گذاشته و حماسه های بدیعی از ایثار و شجاعت خلبانان نیروی هوایی ثبت و ضبط كردند. اگرچه نیروی هوایی عراق به علت حضور چشمگیر رهگیرهای قدرتمند نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مناطق ورودی، فعالیت آنچنانی نتوانستند از خود نشان دهند، با اینحال، یك فروند F-5Eایران متعلق به پایگاه هوایی وحدتی، در آسمان خوزستان توسط پدافند هوایی نیروی زمینی عراق، هدف قرار گرفت. نیروی زمینی عراق در حالی وارد دشت خوزستان شد كه تدابیر ویژه ای برای حفاظت از یگان های توپخانه كه آسیب پذیری زیادی نسبت به حملات بمب افكن های ایرانی داشتند اندیشیده بود. این تدبیر همانا استفاده از گستره وسیعی از توپ های پدافندی برای محافظت از آسمان منطقه حضور توپخانه بود.

در منطقه فكه، در نبرد شدیدی كه بین دو طرف در جریان بود، لشكر 7 مكانیزه ارتش عراق مبادرت به پیشروی در منطقه مورد اشاره كرد كه یگان های نیروی زمینی ارتش ایران با كمك تحسین برانگیز نیروی هوایی و هوانیروز، موفق به دفع تجاوز شده و فكه را دوباره پس گرفتند. با اینحال، شرایط برای لشكر 81 زرهی كرمانشاه به مراتب بدتر شد زیرا یكی از جنگنده های F-5كه برای بمباران عراقی ها رو در روی آنها آمده بودند، در اطراف ایلام ساقط شد. همزمان، جنگنده رهگیرهای نیروی هوایی ایران در مأموریت های بی نقصی، آسمان تقریباً امنی را برای یگانهای زمینی خودی فراهم ساختند.

در این برهه، دو سانحه منجر به سقوط برای نیروی هوایی ارتش ایران اتفاق افتاد كه یكی از آنها دارای اهمیت بسیار فوق العاده ای است؛ این حادثه مهم كه برای یكی از F-5Eهای پایگاه شهید وحدتی در منطقه «زرباطیه» اتفاق افتاد، باعث شد خلبان جنگنده، ستوانیكم «حسین لشگری» پس از خروج اضطراری، زنده به دست دشمن گرفتار شود. حسین لشكری كه نخستین خلبان در بند رژیم عراق به حساب می آید، در بین اسرای در دست عراقی ها، با حضور 18 ساله در اسارت، بیشترین مدت در بند بودن را به خود ختصاص داد. عراقی ها می خواستند از حسین لشكری به عنوان سند زنده برای نشان دادن اینكه كشور ایران بانی و آغازگر اصلی جنگ است استفاده كنند. اگر چه عراقی ها تا زمانیكه صدام بر سر كار بود، روز مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده حسین لشكری را به عنوان سالروز آغاز جنگ جشن می گرفتند، با اینحال، با صبر، مقاومت و ایثار بی مثالی كه لشكری از خود نشان داد، آنها هرگز نتوانستند از این سند ارزشمندی كه در دست داشتند استفاده ابزاری كنند.

در زمانیكه هواپیمای لشكری مورد اصابت قرار گرفت، بلافاصله بازجویی ها و شكنجه های بی حد و حصری بر وی اعمال شد كه البته شكنجه ها تا سر حد خاصی تحت كنترل بود زیرا عراق هرگز نمی خواست این سند ارزشمند و فوق العاده راهبردی خود را به هیچ قیمتی از دست بدهد. شرایط برای حسین لشكری نسبت به دیگر اسرای خلبان كه بعدها در چنگال رژیم بعث اسیر شدند، به مراتب بدتر بود. غم دوری از همسر و نوزاد تازه بهدنیا آمده، غم دوری از همرزمان و وطن، نگرانی از اینكه جنگ مشخص نیست تا چه زمانی طول بكشد، نگرانی از شكنجه های مداوم و بازجویی های بی وقفه، نداشتن تجربة حتی نام اسارت، با توجه به اینكه وی نخستین اسیر خلبان بود، و در نهایت، اسارت در دست رژیمی كه به هیچ اصل انسانی و بین المللی پایبند نبود، تنها چند مورد از هزاران فكر و خیالی است كه نه «لشگری»، بلكه به ذهن هر ایرانی آزاده ای كه به جای وی بود، خطور می كرد. حال با این همه هجمه افكار اندوه برانگیز و خرد كننده، فقط كافی بود یك كار كوچك و شاید كم اهمیت صورت می داد تا دنیا برایش گلستان شود. كاری كه عراقی ها با توسل به هر حربه ای می خواستند لشكری را به سمت انجام اراده شان مجاب كنند. گاه با ایجاد رفاه نسبی و دادن وعده هایی كه تجربه نشان داد، وعده های توخالی و پوچی نبود، و گاه با اعمال شكنجه های مختلف با هدف شكستن مقاومت و توان روحی لشگری، عراقی ها می خواستند به هدف خود دست پیدا كنند. خواسته آنها از حسین لشگری به زعم خودشان خواسته زیادی نبود. آنها فقط از لشكری می خواستند در یك مصاحبه تلویزیونی، با لباس مقدس نیروی هوایی ارتش فقط و فقط بگوید: «ایران آغاز كننده جنگ با عراق است!» پس از همین مصاحبه، بلافاصله ترتیب انتقال خانواده لشگری به عراق داده میشد تا همگی به همراه هم، در بهترین نقطه اروپا یا هر جایی كه وی بخواهد، زندگی جدید، بی دغدغه، مرفه و با مستمری كامل از طرف دولت عراق آغاز میكردند.

با این اوصاف، چه شد كه شهید «حسین لشگری»، زندگی خانوادگی در بهترین نقطه دنیا را با اسارت اجباری همراه با شكنجه در مرطوبترین سلول های انفرادی استخبارات عراق عوض نكرد؟!

اگر لشگری به هر علتی، تن به خواسته عراقی ها می داد، دنیا و مجامع بین المللی كه چشم به رسانه های عراقی داشتند تا هر آنچه آنها می گویند، صد برابر كرده و اذهان جهانیان را علیه ایران بشورانند، كشورمان را بهعنوان متجاوز معرفی كرده و اگر در هر زمانی بحث پایان جنگ و دریافت غرامت از كشور آغازگر مطرح می شد، با انگشت اتهام بزرگی به سمت ما نشانه می رفتند و در واقع چه سندی گویاتر از حسین لشگری، خلبانی كه حتی قبل از روز آغاز سراسری جنگ به اسارت درآمده بود؟!

حسین لشگری، قهرمان اسطوره ای كه نام وی باید هم ردیف افتخار آفرینان این سرزمین نظیر نادر، جلال الدین خوارزمشاه و رستم فرخزاد آورده شود، با اراده ای پولادینتر از پولاد، ماه ها و سالها درد دوری از همرزمانش را در خاك عراق تحمل كرد برای این مملكت، ملت و این آب و خاك! وی در اسارت با خود گفت: «اگر من ذره ذره در مقابل دیدگان دشمن آب بشوم و اگر هر روز بر من صد سال بگذرد كه می گذرد، و اگر آنها هر آنچه در توان دارند از شكنجه روحی و جسمی به من وارد آورند، چه باك كه من برای جان دادن برای سرزمینم بهعنوان یك ارتشی با خدای خود عهد بسته ام!» و چه سند و نوشته و مهر و امضایی بالاتر از عهد خدایی و قول یك مرد؟!

حسین لشگری نه تنها ده سال اسارت 59 تا 69 كه آزادگان سرافراز به آب و خاك مادری بازگشتند را با رنج و مشقتی بسیار بیشتر از دیگر اسرا طی كرد، پس از آن هم تا سال 1377 در حالیكه از گوشه و كنار، خبر آزادی همرزمانش را می شنید، در تنهایی غریبی، 8 سال دیگر هم تاب آورد تا طعم دلاور مردی ایرانی را در خاك دشمن به دشمن بچشاند!

وی تا سال 69، سخت ترین شكنجه های روحی و جسمی را تحمل كرد تا اینكه  دشمن از همكاری وی با آنها ناامید شد. صدام تكریتی برای آنكه به كویت بفهماند، كمك هایی كه این كشور به عراق می كرده، برای نجات خلق عرب بوده و حالا نباید بهعنوان طلب، این مبالغ را از دولت عراق بازخواست كند، خاك كویت را در مدت 48 ساعت تصرف، اشغال و غارت كرد تا كویت كه با آخرین توان برای صدام هورا می كشید و پول می فرستاد، اینگونه در كمال عدالت، مزد خوش خدمتی اش را دریافت كند! به دنبال این تجاوز و لشكركشی امریكا و متحدانش به این كشور، عراق دیگر وجههای در مجامع بین المللی نداشت كه بخواهد از لشگری برای اثبات حقانیت ناحقش استفاده كند! با اینحال، از ارزشهای حسین لشگری بهعنوان سند كاسته نشد و مأموران عراقی، چه در مجامع بین المللی و چه در نزد لشگری، سناریوهای مختلفی پیاده می كردند تا هم او را به حرف بیاورند و هم دنیا را آماده پذیرش متجاوز بودن ایران كنند، ولی نشد كه نشد!

و تو ای حسین لشگری! تو نه لشكری كه یك كشوری و یك ملتی! چه زیبا از خود گذشتی و چه زیبا از خود رهیدی ! تو بر خلاف ما كه در جمادی مانده ایم، از ملك هم سر شدی! آخر چقدر ایثار؟! تو ایثار را هم شرمنده كردی! آخر چقدر وطن پرستی؟! تو وطن را نیز مدیون خود نمودی! دیگر نه وقت شعار كه وقت عمل است!اگر لشگری در غربت جنگ و اسارت، نام ایران را بر رفیع ترین قلل سرافرازی به اهتزاز درآورد، چرا ما در صلح و آرامش این كار را نكنیم. بهعنوان یك ایرانی و با تأسی از حسین لشگریها، بهعنوان یك ایرانی واقعی برای اعتلای نام ایران كه خون پاك ذوالفقاری ها، اقبالی ها، آل آقاها و ...، عرق مقدس پیشانی براتپورها، اسكندری ها، و...  درخت تناورش را آبیاری كرده اند، هر آنچه در توان داریم بهكار ببریم و شاهد ایرانی آباد و آزاد باشیم! آمین!

اگر چه واحدهای كالیبر بالاتر توپ های پدافندی نیروی زمینی از قابلیت تحرك آنچنانی برخوردار نبودند، با اینحال، این نیرو با انتقال این واحدها به نقاط مرزی پر حادثه و افزودن بر گشتی های شناسایی در طول نوار مرزی، بر قدرت پایداری خود افزود! در روز 29 شهریور، RF-4Eها و RF-5Aهای گردان 11 شناسایی تاكتیك، برای روشن شدن قدرت دشمن در عقبه پشتیبانی، پروازهای متعددی را برای عكسبرداری از پشت خطوط مقدم دشمن بهعمل آوردند. همزمان بالگردهای رزمی و شناسایی هوانیروز بهصورت مرتب، مناطق درگیر را علاوه بر پشتیبانی آتش، زیر دید شناسایی خود داشتند. در این دوره، نقش و كاربرد گردان 11 شناسایی بهعنوان ابزار قدرتمند شناسایی توان دشمن، به طرز شگرفی مورد نیاز فرماندهان در ستاد مشترك ارتش بود. البته دشمن هم بیكار نبود و همه روزه به شناسایی خاك ایران می پرداخت. در همان روز بیست و نهم، ساعت 8 صبح، سرو كله یك فروند میگ MiG-21Rبر فراز نفت شهر و اطراف آن پیدا شد كه با ورود رهگیرها به منطقه، بلافاصله ناپدید گشت.

با تمام این اوصاف، عراقی ها حتی در همان روز 29 شهریور، در برخی نقاط با توان صد در صد وارد عمل شدند و ناگفته پیداست یك پاسگاه كوچك مرزی كه استعدادی در حد یك گروهان هم ندارد چگونه قدرت مقاومت در برابر یك تیپ مجهز را خواهد داشت.

با توجه به این توفیقات سریع و برق آسا و با پیش بینی نزدیك به واقعیت اینكه ارتشی در مقابل آنها نخواهد بود، لشكرهای قدرتمند پیاده، مكانیزه و زرهی دشمن، همچون دوندگان ابتدای خط مسابقه المپیك، منتظر دستور نهایی برای حمله و آغاز پیشروی بی دردسر خود بودند!

پس از ماه ها زد و خورد آزمایشی، عراقی ها برای ورود به یك جنگ تمام عیار، كاملاً آماده و مجهز بودند. با تمام این اوصاف، این طرف نبرد هم اگر چه با درصد آمادگی عملیاتی پایین تر، پرسنل كمتر و تجهیزات و تسلیحات ناآماده تر، خود را مهیای رویارویی جانانه با دشمن می كرد.

روز 30 شهریور، یك ناوچه موشك انداز «اوزا» در تاریكی بامداد قصد ورود به آبراه اروند از طریق «خور عبدا..».را داشت. بلافاصله با شناسایی ناوچه عراقی، دو فروند بالگرد آگوستابل 212 هوادریای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مسلح به موشك های هوا به سطح AS-12برای شكار ناوچه اوزا به پرواز درآمدند. بالگرد رهبر، متأسفانه، در میانه راه به كابل فشار قوی برخورد كرد و هر سه سرنشین آن به شهادت رسیدند. بالگرد دوم هم با مشاهده این وضعیت، مأموریت را ناتمام گذاشت تا به نجات همرزمانش اقدام كند. همزمان، شهر آبادان آماج گلوله های توپخانه سنگین عراقی ها قرار گرفته بود تا وضعیت شهر با بسته شدن فرودگاه، در هرج و مرج كامل باشد. بالگرد 212 رهبر به خلبانی ناوسروان «عسگر محتاج» با چنان شدتی به زمین برخورد نمود كه همه سرنشینان آن از جمله «محتاج» به شهادت رسیدند. با توجه به اینكه محل سانحه و لاشه بالگرد در مدت كمتر از یك ماه و نیم به تصرف عراقی ها در آمد و پس از آزاد سازی محل سانحه بعد از حدود یك سال، دیگر اثری از لاشه باقی نمانده بود، علت اصلی و واقعی سانحه شهید «عسگر محتاج» تاكنون نامشخص باقی مانده است. اوزای مورد اشاره، شب همان روز سانحه به وسیله یك فروند بالگرد مسلح به موشك های ضد كشتی مورد هدف قرار گرفت و هم اكنون مهمان مرجان هاست!



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394
قلب تپنده نیروی هوایی

b_300_250_16777215_00_images_g-11.jpgنیروی هوایی که در راس آن پایگاه یکم شکاری است مهد تولد خلبانان شکاری و شناسایی نیروی هوایی ارتش است.مردانی که از ثانیه اول جنگ تا شیپور پایانش لباس رزم بر تن داشتند. چه دلاورانی از این پایگاه برای همیشه به پرواز در آمدند. چه دلاورانی امروز در عین گمنامی در بین ما زندگی میکنند. خداوند روح شهدا را آرامش و جسم قهرمانان را سلامت بدارد



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
مردان لحظات مرگ و زندگی

b_300_250_16777215_00_images_haraf-424.jpgدو کبرا به سرعت خطوط منطقه نبرد را پشت سر گذاشته و به دفاع از نیروهای زمینی می شتابند. یکی از کبراها موشک انداز و دیگری راکت انداز بودند. هلی کوپتر موشک زن با دقت و شجاعت به شکار تانکها میپردازد این در حالی است که دیگری بامانور های سنگین و شلیک راکت و بیست میلیمتری سر دشمن را گرم کرده است تا اتش را متوجه خود کند تا دیگری با فراغ بیشتری به انهدام تانک بپردازد.در همین لحظه صدای خلبان موشک انداز در بیسیم بالا میرود

-علی منو زدن نمیتونم کنترلش کنم

و بلافاصله کبرا را در میان نیروهای دشمن به سختی مینشاند. هر چه هلی کوپتر رسکیو (214) را صدا میزنند خبری از او نیست. کبرای شماره دو در شرایط بسیار سختی به سر میبرد و تصمیم گیری برای نجات جان همرزمی که درمیان دشمن فرود آمده است به ثانیه ها بند شده است. آتش دشمن قطع شده و بلافاصله ماشین های سبک دشمن به سمت خلبانانی که با سختی از هلی کوپتری که آتش از موتور آن زبانه میکشد و به سرعت در حال پیاده شدن هستند حرکت میکنند.اسارت 99 درصد در چشمان خلبان ایرانی دیده میشود. خلبان عبدالله نجفی نگاهی یاس آلود به کبرای خود میکند که دیگر نمیتواند پرواز کند می اندازد و نگاهش در آسمان به دنبال هلی کوپتر رسکیو میگردد. اما از او هم خبری نیست. امید ها لحظه به لحظه به صفر میرسد. عراقی ها به سرعت در حال نزدیک شدن هستند. در این این لحظه ستوان عبدالله نجفی انهدام جیپ عراقی و کشته شدن خدمه آن را به چشم خود دید. در کمال ناباوری کبرای شماره 2 در کنار آنها در میان دشمن فرود آمد . این کار به لحاظ تاکتیکی بسیار کار خطرناک و وحشتناکی به حساب می آمد. زدن کبرای روی زمین کاری بسیار سهل برای دشمن بود. بلافاصله خلبان از داخل کابین به عبدالله و کمک خلبانش اشاره میکند که اسکید (پایه هلی کوپتر) را بگیرند. عبدالله و کمک خلبان به سرعت اسکید هلیکوپتر را گرفته و خلبان بلافاصله با تبحر خاصی آنها را از منطقه بلند کرده و به پرواز در می آید. هلی کوتر آتش گرفته روی زمین با گلوله مستقیم تانک به خیال اینکه بتوانند خلبانان را از بین ببرند به طور کامل منهدم شد. خلبانان به سلامت به پشت خطوط نبرد و به میهن بازگشتند. خلبانی که این حرکت فوق العاده را انجام و این رکورد جهانی را به ثبت رساند کسی نبود جز سروان خلبان علیرضا حراف آنزمان و شهید سرلشکر خلبان علیرضا حراف امروز. یاد این ابر مرد ایران تا ابد جاودان باد



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
سوخترسانان چه کسانی بودند؟

b_300_250_16777215_00_images_s-ab-32.jpgسوالی که شاید بارها ذهن خوانندگان و علاقه مندان به تاریخ جنگ و بخصوص نیروی هوایی را به خود مشغول کرده است این است که چه کسانی بودند که مداومت پرواز شکاری ها را به چندین ساعت افزایش میدادند؟ چه کسانی در لحظات بسیار سخت و نفس گیر که سوخت شکاری در حال اتمام است سوخت را تزریق میکردند و از نابودی یک پرنده گران قیمت جلوگیری میکردند؟ چه کسانی در سخت ترین شرایط با سوخترسان بی دفاع خود بر روی خاک دشمن ظاهر میشدند و به داد شکاری های خودی میرسیدند تا عملیات های سبک و سنگین علیه مواضع دشمن با موفقیت صد درصدی صورت پذیرد؟

جواب تمام این سوالها یک کلمه است . عکس فوق!




::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
یکی از آن سه نفر منم

b_300_250_16777215_00_images_J-A.jpg

i'm one of those three

شماره 283 ماهنامه صنایع هوایی چاپ شد. در این شماره قسمت پنجاه و چهارم هشت سال جنگ تحمیلی در آسمان و قسمت پایانی سلسله مطالب یکی از آن سه نفر منم به صورت استثنایی در هفت صفحه به چاپ رسیده است.در این قسمت امیر جهانبخش از ملاقاتی که با خلبان سوخو 22 که باعث بر روی آسمان خلیج فارس سرنگون کرده بودند برایمان میگویند و در ادامه به یکی از دامهایی که برای شکاری های عراقی پهم کرده و آنها را در خاک خودشان ساقط کرده بودند اشاره میکنند.نقاشی زیر دو صفحه اول این قسمت از گنجینه را نشان میدهد




::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
شهید سرلشکر خلبان همایون حکمتی

b_300_250_16777215_00_images_shahid-hekmati.jpg

 

مجری نامش را خواند و او با همان صلابت دوران جوانی، به نمایندگی از جنگجویان پایگاه بوشهر پشت تریبون قرار گرفت . سرش همچنان پایین و در اندیشه ای عمیق درگیر بود . گویی در دنیایی دیگر سیر میکرد و به هنگامه بالا آوردن سر فقط یک نام را بر زبان آورد،

شهید سرلشگر خلبان همایون حکمتی

مجری در حالی که محو تماشای جنگجویی بود که سالها از میدان آمدنش می گذشت خطاب به همگان گفت :

- دوستان ایشان از فرماندهان مقتدر پایگاه ششم شکاری اند،  آری پایگاه همه ی ما بوشهری ها

تیمسار نمکی بی صبرانه منتظریم ...

تیمسار درحالی که محو تماشای عکس پرسنلی شهید حکمتی بودند گفتند :

نمی دانم آن روز همایون چه چیز را دید که به عمق دشمن زد کف آب میرفت و یهو فانتوم رو بالا کشید و نفت کش رو هدف قرار داد و بعد اون اتفاق تلخ و شهادت دو تن از با غیرت ترین افسرای این مرز و بوم ... دوستان همایون ها شرفشون رو در مقابل چشمان دیدند ، شرفی که قدمتی به بلندای تاریخ ایران دارد ...

آری اینگونه است که زمستی بر سر هر قطعه زین خاک آری ...



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
نقاشی شهید سرلشکر خلبان نصرالله تفضلی

b_300_250_16777215_00_images_paint-nasrollah.jpg

همواره به دنبال عملی نو برای آنهایی بوده ایم که هنوز با وجود گذر ایام و سال ها به یقین رسیده ایم که در صف اول اند به معنای واقعی کلمه افتخار است زیر پرچم شهدا و خانواده معظم شهدا جنگیدن برای همه خوبی ها بنابراین مفتخریم اعلام نماییم که از این پس در هر دوره یک نقاشی از چهره حماسه سازان ارتش خواهیم داشت که به همت اعضای مجموعه گنج جنگ کشیده و به نظر شما همراهان عزیز میرسد تا از دیدن این نقاشی ها لذت کافی را ببرید. نقاشی اول مربوط میشود به شهید سرلشکر خلبان نصرالله تفضلی (1332 سمنان – 1361 خرمشهر) خلبان کبرای هوانیروز که در تاریخ 10 اردیبهشت سال 61 در عملیات آزاد سازی خرمشهر به همراه کمک خلبان شهید سرلشکر خلبان نصیر رادفر  به درجه رفیع شهادت نائل آمدند

 



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
شهید سرلشگر پیاده اسماعیل زارعیان

b_300_250_16777215_00_images_jonam-esi.jpg

خطاب به آنهایی میگوییم که راه را گم کرده اند ، بیایید کمی در کنار سادگی خانواده معظم شهدا بنشیند به دور از همه ی آن پیچیدگی های روزمره بیایید ببینید مادری چطور پس از سال ها وقتی نگاهش با نگاه پسر گره می خورد دست بر سینه میزند و می گوید :

اسماعیل جان ...

تصویر را طوری در آغوش می فشارد که گویی باز هم سروان اسماعیل زارعیان تیری به جانش نشسته و به اجبار به عقب آمده است و مادر به دیدارش شتافته است . بیایید لطفا پاسخی برای اشک های آن مادر بیابید ...

ایران هیچگاه افسر غیور خود شهید سرلشگر پیاده اسماعیل زارعیان را فراموش نخواهد کرد ایرانی، به احترامش زانو زده اند . بنازیم این عظمت تمام ناشدنی را که سر چشمه اش از وجود مبارک خداوند متعال است ...

در تصویر فوق مادر، بزرگ شهید سرلشگر پیاده اسماعیل زارعیان را مشاهده میفرمایید که گویی دوباره قامت اسماعیل را در قاب در دیده است و به سوی او می شتابد .

درود خداوند بر این اسوه های صبر و ایستادگی که وطن از وجودشان به خود مفتخر است ...



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
نقاشی شهید دریادار تکاور ناصر فراهانی

b_300_250_16777215_00_images_shahid-farahani.jpg

حماسه تکاوران دریایی در 34 روز نبرد سنگین با دشمن متجاوز در روزهای نخست جنگ تحمیلی بر کسی پوشیده نیست. به همین خاطر این بار با هنر به سراغ یکی از شهدای این گردان رفته و او را به تصویر میکشیم. شهید دریادار تکاور ناصر فراهانی از افسران ورزیده و البته شجاع این گردان در روز 17 مهر 1359 برای شناسایی تاکتیکی در عمقی نیروهای دشمن ضمن درگیری و وارد آوردن تلفات بر دشمن بر اثر اصابت گلوله روح بزرگش از جسم پاکش پر میکشد و ناصر فراهانی به اسطوره ای فراموش نشدنی در تاریخ نبرد خرمشهر تبدیل میشود. جاودانه باد یاد شهیدان



::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
محصولات جدید به فرشگاه اضافه شد+تخفیف ویژه آرم های سینه و بازو


برای دیدن محصولات و تخفیفات اینجا کلیک کنید


::
نویسنده : مدیریت
تاریخ : دوشنبه 8 تیر 1394