تبلیغات
وبلاگ گنج جنگ
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : مدیریت
http://www.ganjejang.com/weblog/101.jpg

نمایشگاه اصفهان. بهمن سال 95.  تامکت ایرانی مقابل تماشاگران.
برچسب ها: شهیدان، شهدای ارتش، شهدای خلبان، شهید خلبان، شهید عباس بابایی، شهید عباس دوران، شهید شیرودی،

تاریخ : دوشنبه 6 دی 1395 | 02:49 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

تکرار نشدنی ها.....یاد مردان بزرگ ارتش بخیر که زخمی شدند اما تا آخرین نفس از وطن ناموس و شرافت دفاع کردند




تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : مدیریت
http://shop.ganjejang.com/uploads/13941205252_orginal_1447006071_z1.jpg

تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

http://ganjejang.com/images/z-j.jpg

آیا تا به حال خلبانان هوانیروز را در کنار بالگردهای هوادریا دیده بودید؟! این ترکیب مقدس در جنگ تحمیلی بسیار اتفاق افتاد که نتیجه آن در هم کوبیدن دشمن در عملیات های ریز و درشت بود. خلبانان زندی نژاد و جرجانی را در کنار هلی کوپتر اس اچ -3 نیروی دریایی ملاحظه میفرمایید.




تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 12:32 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

http://www.ganjejang.com/images/fa-la.jpg

شهید سرهنگ خلبان مجید لشکری (سمت راست) و مرد جستجو و نجات هوانیروز استاد فرجی چهره هایی هستند که وقتی به آنها نگاه میکنیم چیزی جز پیروزی و سلحشوری در ذهنمان نقش نمی بندد. مجید لشکری مرد بزرگ ترابری تاکتیکی هوانیروز و هوشنگ فرجی شیر خستگی ناپذیر میدان نبرد کسی که جان خیلی ها را نجات داد ولی خیلی جاها نامش نیست. روح قهرمان مجید لشکری شاد و زنده باد هوشنگ فرجی




تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 12:29 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

http://ganjejang.com/images/f-4-s.jpg

8 سال جنگ تحمیلی در آسمان

بدشانسی نیروی هوایی عراق

 

مقدمه

پس از پایان جنگ جهانی اول كه متلاشی شدن امپراطوری عثمانی را در پی داشت، انگلیس كثیف با همسو كردن چند كشور دیگر، به هزار و یك دلیل، عراق را به پایتختی شهر هزار و یك شب (بغداد)، با هزار و یك شكل و اختلاف مرزی و ... با ایران، در نقشةخاورمیانه نقاشی نمود!
عراقی كه هم در دوران فلاكت و بدبختی و هم در اوج قدرت، همواره موی دماغ ایران بوده است. «عبدالرحمن عارف» و جانشین وی «حسن البكر» كه در كنار دیگر دول عرب، آن افتضاح وحشتناك را در ماه ژوئن سال 1967 در نبرد با صهیونیست ها به بار آورده بودند و در واقع، از حیثیتی كه «جمال عبدالناصر» برای به دست آوردنش اینهمه جان كنده بود، هیچ باقی نگذاشتند، اینبار متوجه ایران شد و به قول معروف، فكر كردند كه «از این نمد هم كلاهی برای خود درست كنند!».

همگان می دانند كه در سال 1348 ارتش عراق كه چه روی كاغذ و چه در واقعیت، در مقابل ارتش مجهز و قدرتمند ایران حرفی برای گفتن نداشت، با كمال وقاحت به اروند رود آمد تا حقانیت ناحقش را بر این آبراه نشان دهد! اما زمانی كه كشتی «ابن سینا» در حالی كه افسران عالیرتبه از هر 3 نیرو در عرشه آن حضور داشتند و از وسط اروند عبور كردند، عراقی ها جرأت هیچ اقدامی نداشتند! «ابن سینا» همین طور روی آب غوطه می خورد و شرافت حسن البكر، دولت نامشروع، و ارتش پوشالی عراق را لگد مال می نمود.

زمان گذشت و نوبت به «صدام حسین» رسید و در زمان حكومت این جرثومه (در خاطرات صدام آمده است كه وی علاقه وحشتناكی به «هیتلر» و «استالین» داشت)، خاك پرگهر ایران دوباره مورد هجوم گسترده قرار گرفت.

 

براساس طرح های جنگی عراق، نیروی هوایی این كشور می بایست از حمله تلافی جویانه نیروی هوایی ایران در حمله به تأسیسات نفتی شمال عراق و همچنین یورش به سمت بغداد توسط بمب افكن های ایرانی ممانعت به عمل می آورد. وزارت دفاع دولت بعث عراق، علاوه بر تعریف این دو وظیفه راهبردی برای نیروی هوایی این كشور، مسئولیت سومی را هم برای این نیرو كه همانا حفاظت همه جانبه از شهر بسیار راهبردی و جنوبی عراق، یعنی بصره بود، در نظر گرفته بود.

عراقی ها با برنامه جنگی بسیار مدون، حمله خود را به منظور ضمیمه كردن اروند رود به خاك خود آغاز كرده و تدابیری اندیشیده بودند كه با محاصره برق آسای شهرهای خرمشهر و آبادان، زمینه را برای سقوط اهواز و دزفول فراهم آوردند. به این ترتیب، با اشغال پایتخت استان خوزستان، این استان راهبردی هم عملاً به چنگ عراق می افتاد. با سقوط خوزستان، علاوه بر تأسیسات غیر قابل تصور نفتی، پایگاه هوایی معظم دزفول و پایگاه های رادار هشدار دهنده اطراف پایگاه نیز در اختیار عراق قرار می گرفت كه برای آنها در خاك ایران، نعمت های پر ارزشی به حساب می آمد. ارتش عراق برای تكمیل اندیشه های راهبردی خود، این بار تجربه ای تلخ را كه جهان عرب 13 سال قبل طعم تلخ آن را چشیده بود، سرلوحه كار قرار داد. عراقی ها با پیشقراول قرار دادن نیروی هوایی خود، درصدد بودند تاكتیك صهیونیست ها را در جنگ سال 1967، این بار علیه ایران به اجرا درآورند؛ به این ترتیب، با آغاز حمله ای گسترده از هوا به پایگاه های كلیدی نیروی هوایی، آنهم به صورت كاملاًغافلگیرانه، بخش بزرگی از نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در روی زمین نابود می شد و نیروی هوایی عراق با ایجاد برتری هوایی مطلق در مناطق درگیری، پیشروی برق آسا و كم زحمتی را برای یگان های زرهی تضمین می نمود.

«صدام حسین»، رییس جمهور و فرمانده كل نیروهای مسلح عراق كه شخصاً فرماندهی و كنترل نیروی نیروی هوایی را در دست داشت، خود طراحی و اجرای عملیات «صاعقه» را علیه نیروی هوایی ایران رهبری می كرد. در این طرح عملیاتی سفت و سخت، می بایست تمام امكانات و ظرفیت های نیروی هوایی عراق به پای كار می آمد. همانطوركه در ادامه می بینیم، طرح مزبور مشخصاً از اطلاعات عملیات بسیار ضعیف و پوچی بهره مند بود. زیرا نتیجة وارد عمل شدن تقریباً تمام نیروی هوایی عراق در یك حمله غافلگیر كننده، حداقل نابودی 50 درصد از تجهیزات و تسلیحات نیروی هوایی ایران بود. ولی در ادامه خواهیم دید كه در اثر اجرای یك طرح عملیات حساب نشده، چگونه یك افتضاح جنگی برای صدام و ارتش اش به ارمغان آمد. ارتشی كه از نظر تسلیحاتی حرف های زیادی برای گفتن داشت و اگر صدام و فرماندهانش از آن میزان حرفه ای بودن بهره مند می بودند، حداقل تكلیف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان روز اول مشخص می شد.

با به پرواز در آمدن تقریباً تمام توپولف ها، میگ ها و سوخوی ها، صدام می رفت تا در مدت 3 روز، خوزستان، و طی 1 هفته تهران را وارد نقشه رویایی خود كند! آنها از ساعت 12 الی 13 روز 31 شهریور، در دسته های چند فروندی، مرز مشترك دو كشور را قطع كرده و مأموریت داشتند به خیال خودشان، كمر ایران و نیروهای مسلح اش را بشكنند و واقعاً هم برای همین كار آمده بودند اما ساعت 3 بعدازظهر، دست از پا درازتر به بین النهرین بازگشتند. شاید «عدنان خیرا..» كه ساعت 1 بعدازظهر آن روز در ساختمان وزارت دفاع به صدام كه در آنجا حضور داشت اعلام كرد تا 20 دقیقه دیگر كمر ایران را خواهیم شكست، ساعت 3 بعدازظهر در ادامة دروغگویی هایش به دیكتاتور، برگفته قبلی اش صحه گذاشت اما هم عدنان و هم فرمانده نیروی هوایی عراق هر دو می دانستند كه «شدنی نبود!»

براثر طراحی یك طرح نادرست عملیاتی، بیشتر هواپیماهای بمب افكن عراقی اعم از توپولف، میگ و سوخوی به سمت انهدام اهدافی مأمور شدند كه تقریباً در آخرین حد برد پرواز آنها بود؛ یعنی خلبانان پرنده های عراقی، از ابتدای برخاست و سمت گیری به طرف هدف، با توجه به اینكه در صورت بروز كوچكترین مشكل مثل مزاحمت رهگیرهای ایرانی یا حتی برخورد یك گلوله ناقابل پدافند به بالها یا دیگر مخازن سوخت، احتمال بازگشت آنها به خاك خودی بلافاصله به صفر میل می كرد، در استرس و اضطراب بسیار بالایی به سر می بردند. اگر چه اثبات گردید، استرس كنترل شده كه باعث بالارفتن فشار خون، افزایش تمركز و بالارفتن كارایی مغز می شود، استرس سودمند است، با اینحال وقتی استرس از حد خود فراتر رود، ناخودآگاه تمامی فرآیندهای مغزی، تفكر صحیح و عكس العمل مناسب و بموقع را تحت تأثیرخود قرار می دهد. این همان استرسی بود كه خلبانان عراقی در روز نخست با آن دست و پنجه نرم می كردند. آنها علاوه بر اینكه نگران كمبود سوخت در مسیر برگشت بودند، ترس شدیدی هم از جانب F-14های رهگیر بر آنها غالب شده بود. نتیجه این فشار این بود كه رهبران دسته های پروازی مهاجم نتوانستند با سمت، زاویه و ارتفاع صحیح، روی اهداف خود در بیایند و بمبارانی موثر و كاری صورت دهند. این درحالی بود كه در پایگاهی مثل پایگاه یكم شكاری تهران تعداد بسیار زیادی پرنده شكاری و ترابری در فضای باز پارك شده بودند و كافی بود فقط و فقط یك خلبان با انگیزه، نترس و با تجربه، خود را به تهران می رساند. آنوقت بود كه روزگار بر ایران و نیروی هوایی اش سیاه می شد كه جبرانش اگر غیر ممكن نبود، بسیار سخت می نمود. خوشبختانه در پایگاه های دیگری كه بمب افكن های عراقی به طور انبود و تقریباً موثری، پایگاه مربوطه را مورد حمله و بمباران قرار دادند، بیشتر پرنده ها درون آشیانه های خود قرار داشتند. لازم به یادآوری نیست كه آشیانه های ساخته شده در پایگاه های هوایی نیروی هوایی ایران از چه استحكام غیر قابل تصوری برخوردار هستند و فقط در صورت استفاده دشمن از مهمات ضد پناهگاه كه عراق نه در اول جنگ و نه در پایان جنگ، دسترسی به آنه نداشت، آسیب پذیر هستند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا عراقی ها از حمله پر تعداد و وسیع روز نخست ناامید شوند.

در كنار تجربه جنگی پایین خلبانان ارتش بعث، نیروی هوایی عراق در همان روز نخست نسبت به سلاح های ساخت شوروی كاملاً ناامید شد. این نا امیدی بیشتر شامل حال جنگنده های میگ MiG-23BNبود زیرا با آن همه تبلیغات شوروی و با آنكه این هواپیماها تقریباً جزو پیشرفته ترین پرنده های در دست نیروی هوایی عراق بودند، با اینحال برد پایین و میزان تسلیحات قابل حمل بسیار كمی داشت. اگر عراقی ها می خواستند به برد بالاتری برای این جنگنده دست پیدا كنند می بایست تعداد بمب های تقریباً ناچیزی روی آن سوار می كردند كه تخلیه آن مقدار بمب كم، حتی اگر به طور دقیق روی هدف فرو می ریخت، خسارات ناچیزی برجای می گذاشت. این عامل باعث شد در توازن عملیاتی، میگ MiG-23در جایگاهی بسیار پایین تر از F-4فانتوم نیروی هوایی ایران قرار گیرد.

با اینحال، به دنبال فرار عواملی از كودتا و البته با كمك تعدادی از كارشناسان امریكایی، تمام نقاط كور راداری ایران برای دشمن بعثی مشخص شد و وقتی یك خلبان عراقی به قصد هدف از زمین بر می خاست، دقیقاًمی دانست امن ترین و كوتاه ترین راه رسیدن به آن هدف كجاست! به این ترتیب، خلبانان عراقی از تیررس رادارهای هشدار دهنده دور مانده و توجیه شده بودند كه برای وارد نمودن ضربه كاری به یك پایگاه خاص، به كدام قسمت آن پایگاه حمله ور شوند. با وجود تمام این كمك ها، به لطف خداوند قادر و متعال، توجیه های پروازی بسیار افتضاحی برای خلبانان عراقی در روز نخست جنگ صورت گرفت. آنها دستور اكید داشتند كه تقریباً تمام توان خود را صرف بمبارن باند های پروازی و از بین بردن آنها كنند؛ وقتی در طرح حمله عراق، اشاره به آن داریم كه طرح مزبور از داشتن اطلاعات عملیات بسیار ضعیف رنج می برد، اشاره به همین مورد است، زیرا اگر عراقی ها افسران مجربی بودند و اگر از اطلاعات شناسایی كاملی برخوردار بودند؛ باید می دانستند كه با توجه به ناگهانی بودن حمله هوایی این كشور به ایران، طبیعتاً تعداد زیادی از پرنده ها بدون حفاظ، در محوطه باز پایگاه های هوایی متوقف شده اند و به این ترتیب، عقل سلیم و البته تمام تدابیر جنگی حكم می كرد كه به جای كار بیهوده و كم ارزش بمباران باندهای پروازی، بمبارن و انهدام پرنده های رها شده در زیر آسمان در دستور كار قرار گیرد.

در ادامة سلسله اشتباهات نیروی هوایی عراق، در حالیكه دو موج حمله برای هر هدف در نظر گرفته شده بود، موج سوم یا همان پرواز شناسایی پس از این حمله ها توسط عراقی ها در آن روز صورت نگرفت! تمام این خطاها به این نتیجه ختم شد كه با وجود استفاده از تمام ظرفیت ها، به علت عدم وجود یك رهبری كارآزموده جنگی، حمله روز اول هیچ دستاوردی برای عراقی ها در بر نداشت. اگر چه نیروی زمینی عراق با اشتباهات كمتر، طرح حمله به نسبت كاملتر و پخته تری را انسجام داده بود، با این بی تجربگی و در واقع افتضاحی كه نیروی هوایی رژیم بعثی بالا آورد، نتوانستند آن طرح مورد نظرشان را پیاده كرده و در حقیقت نیروی زمینی از همان لحظه آغاز حمله سراسری، تا مدت ها تاوان سنگین حماقت فرماندهان نیروی هوایی را با از دست دادن تعداد سرسام آوری از بهترین خدمه تانك ها و نفرات توپخانه خود و البته تجهیزاتشان پرداخت كرد.

صبح روز یكشنبه، 31 شهریور 1359، آسمان ایران، عراق و تمام منطقة خاورمیانه آفتابی و بدون غبار پیش بینی شد. در حالیكه عراقی ها در هماهنگی كامل با ساختمان وزارت دفاع در بغداد، مشغول انجام آخرین تداركات قبل از آغاز حمله بودند، در تهران همچنان درگیری سیاسی بین «بنی صدر» و احزاب دیگر جریان داشت. در حالیكه دادگاه های نظامی همچنان در حال محاكمه سران وابسته به رژیم سابق بودند، بنی صدر در روز حمله مشغول بازدید از ستاد فرمانده نیروی هوایی تهران بود. در همان ستاد بود كه در ساعت 1 بعدازظهر، خبر حمله هوایی به پایگاه سوم شكاری نوژه را دریافت نمود.

نیمروز آخر تابستان

در ساعت 12 ظهر به وقت بغداد (12:30 به وقت تهران) تعداد 192 فروند پرنده عراقی شامل، میگ MiG-23BN، MiG-21، سوخویSu-7، Su-20، هانتر، توپولفTu-16، Tu-22‌و ایلیوشینIL-28از پایگاه های هوایی «الرشید»، «كوت»، «اربیل»، «كركوك»، «موصل»، «شعیبه»، «عبید ابن جراح» و تعدادی پایگاه فرعی دیگر به سمت اهدافی در عمق خاك ایران به پرواز در آمدند. این تعداد هواپیما با هدف از بین بردن 8 پایگاه هوایی نظامی، 5 فرودگاه غیر نظامی، چندین فقره تأسیسات و سایت های هشدار راداری و كنترل شكاری، 4 مركز بزرگ تأسیسات و تجهیزات نیروی زمینی و 3 پالایشگاه نفتی، راهی آسمان ایران شده بودند.

صدام با لباس نظامی، دستار قرمز رنگ و قطار فشنگی كه بدور خود بسته بود، در ستاد فرمانده مركزی، لحظه به لحظه در جریان امور قرار می گرفت. نخستین موج حمله به سمت ایران، بین ساعت 13:30 و 14:30 به آسمان اهداف خود رسیدند. این اهداف كه در تبریز، دزفول، بوشهر، شیراز، همدان، اصفهان، اهواز، ارومیه، تهران، كرمانشاه، سنندج و آبادان قرار داشتند مورد حمله بمب افكن های مهاجم قرار گرفتند. در حقیقت، تمامی پایگاه های هوایی و فرودگاه هایی كه می توانستند در حمله احتمالی تلافی جویانه ایرانی ها علیه عراق مورد استفاده قرار گیرند، بجز پایگاه های هوایی بندرعباس و مشهد كه خارج از برد بمب افكن های عراقی بود، مورد تهاجم و بمباران عراقی ها واقع شدند. گزارش هایی كه بعدها توسط ایستگاه های رادار به مركز فرمانده در تهران مخابره شد، حاكی از حمله 50 تا 55 فروند پرنده عراقی به خاك ایران بود كه مشخصاً نشان از ورود تعداد قابل ملاحظه ای از هواپیماهای عراقی از نقاط كور و بدون پوشش راداری آسمان ایران داشت.

نخستین دسته پروازی كه وارد آسمان ایران شد، یك دسته پروازی 5 فروندی میگ MiG-21بود كه با گرفتن سمت به طرف یكی از گوش های گربه! در ساعت 13:30 بر فراز پادگان «قوشچی» از زیر مجموعه های لشكر 64 پیاده ارومیه ظاهر شدند. با آنكه این حمله به اندازه كافی بزرگ بود و هشدار لازم را به ایرانی ها داده بود، با اینحال باز هم آن تدبیر صحیح و لازم اتخاذ نشد و حمله و تلاش اصلی نیروی هوایی عراق كه به سمت پایگاه سوم شكاری همدان بود، در ساعت 13:45 آغاز گردید. در این حمله، جنگنده- بمب افكن های میگ MiG-21و سوخوی Su-20در ارتفاع پایین به همدان نزدیك شده و هر دو باند پروازی و انبار مهمات پایگاه هوایی همدان را مورد اصابت بمب ها و راكت های خود قرار دادند. البته تعدادی از بمب ها ناتوان از انفجار، به درون زمین فرو رفتند! پدافند پایگاه موفق شد حداقل یك فروند از هواپیماهای عراقی را سرنگون كرده و خلبان آن را به اسارت درآورد. باندهای پروازی در بعدازظهر روز یكم مهرماه كاملاً تعمیر و آماده پرواز شد. اگرچه جنگنده های پایگاه سوم، دو ساعت پس از حمله، با استفاده از قسمت مورد اصابت قرار نگرفته باند، توانستند از نوژه به قصد بمباران اهداف خود در عراق به پرواز درآیند. جنگنده- بمب افكن های همدانی تا غروب خورشید آن روز، با استفاده از همان باند مورد اصابت قرار گرفته، 60 نوبت پرواز صورت دادند. همزمان با آغاز تكاپو برای بلند كردن نخستین دسته پروازی از نوژه به سمت عراق، 4 فروند جنگنده- بمب افكن عراقی به فرودگاه همدان كه در فاصله نزدیكی از پایگاه سوم قرار داشت حمله كردند كه خسارات ناچیزی به بار آمد. تعدادی از هواپیماهای جنگی عراقی نیز با نزدیك شدن به آسمان همدان قصد بمباران مركز ارتباط ماهواره ای «اسدآباد» را داشتند كه با حضور جنگنده های همدانی در آسمان، از حمله به هدف خود منصرف شدند.

در ساعت 13:45، 4 فروند جنگنده سوخوی Su-20، فرودگاه بین المللی اهواز را با بمب های عادی و راكت مورد حمله قرار دادند. این حمله كه در آن خساراتی به باند پرواز وارد آمد، با حمله به پادگان لشكر 64 پیاده ارومیه دنبال شد. در ادامه، تعدادی از بمب افكن های بعثی، ایستگاه رادار و سیلوهای گندم اهواز را بمباران نمودند.

دقایقی بعد، در ساعت 13:53، 8 فروند هانتر عراقی، پایگاه دوم شكاری تبریز و فرودگاه این شهر را با راكت و بمب های سبك مورد حمله قرار دادند اما با توجه به اینكه بمباران و شلیك راكت توسط هانترها از ارتفاع نسبتاً بالایی انجام شد و دقت پایینی داشت، لذا صدمه آنچنان سنگینی به بار نیامد. در این حمله، از 11 تیر بمب رها شده بر فراز تبریز، 4 تیر بمب منفجر نشدند! در هنگام حمله، یك فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ B727«هما» با 143 مسافر در حال فرود در فرودگاه تبریز بود و هواپیمای مسافربری دیگری نیز در خزشراه منتظر تأیید برج مراقبت برای برخاست بود. در حمله جنگنده های عراقی، با برخورد راكت به نزدیكی B727، بدنه بوئینگ از چند ناحیه مورد اصابت تركش های راكت قرار گرفت. ایستگاه رادار تبریز، پالایشگاه و نیروگاه حرارتی این شهر نیز با فاصله كمی از آغاز حمله به پایگاه دوم شكاری بمباران شدند و خساراتی به آنها وارد آمد.

دومین موج حمله به تبریز با حملة 6 فروند بمب افكن سوخوی Su-20با پشتیبانی 2 فروند میگ MiG-21كلید خورد؛ در این حمله هر كدام از «فیتر»ها 8 تیر بمب 250 كیلوگرمی FAB-250را در سرعت پایین، روی باند پروازی رها كردند. به طرز جالبی، بخاطر نقص در فیوزهای مسلح كننده بمب ها، هیچ یك از این بمب ها منفجر نشدند. اگر چه به عنوان هدف جانبی، منهدم كردن هواپیماهای خارج از پناهگاه هم می توانست در دستور كار خلبانان متجاوز بعثی قرار گیرد، اما دستور شخص صدام حسین حاوی این مسئله بود كه خلبانان می بایست فقط به فكر انهدام و از رده عملیاتی خارج كردن باند پروازی فرودگاه باشند و در واقع، چه كسی جرأ سرپیچی از دستورات صدام را داشت؟! بنابراین، هر 8 فروند بلافاصله گردش كرده و سمت پایگاه مبداء را در پیش گرفتند تا پایگاه هوایی تبریز با وقفه كوتاهی برای خنثی سازی بمب ها، دوباره به حالت عملیاتی خود بازگردد. تنها صدمه ای كه در موج اول حمله به این پایگاه وارد آمد، قطع ارتباط آن با ستاد فرمانده در تهران بود كه در مدت چند ساعت، آنهم مرتفع گردید.

حدود ساعت 2 بعدازظهر، حمله دیگری توسط 4 فروند سوخوی Su-20مسلح به راكت های هدایت ناپذیر، به پادگان «خسروآباد» انجام شد كه در واقع، بیشتر ساختمان های این پادگان خالی بود و هیچ نظامی داخل آنها نبود. همزمان، پایگاه هوایی وحدتی دزفول نیز با یك وقفه كوتاه، 2 بار بمباران شد كه خساراتی به باند وارد آمد. 3 فروند F-5تایگر، انبار سوخت و تعدادی پمپ سوخت آسیب دیدند و 5 نفر از كاركنان مجروح و یكی از خلبانان نیز به نام سروان خلبان «فیروز شیخ حسنی» به درجه رفیع شهادت نائل شد. وی كه پس از اتمام موج اول حمله، بلافاصله به سمت باند دوید تا به عنوان «افسر ایمنی پایگاه»، سطح باند را از نظر میزان خسارت یا وجود اشیاء خارجی و تركش ها بررسی كند، در دومین موج حمله توسط جنگنده –بمب افكن های عراقی كه مأموریت انهدام باند را به عهده داشتند، غافلگیر شد و با كمال تأسف، تركش یكی از راكت ها كه برای آسیب زدن به باند از پرنده عراقی شلیك شده بود، با سر این خلبان وظیفه شناس و وطن پرست برخورد نمود و مغز این دلاور مؤمن و متعهد را متلاشی كرد! وی در حقیقت، نخستین خلبان شهید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از لحظه آغاز رسمی جنگ محسوب می شود؛ روحش شاد و یادش گرامی باد!

در حالیكه پرنده های متجاوز در آسمان پایگاه وحدتی جولان می دادند، بمب افكن های میگ MiG-23BNهم، سری به پایگاه هوایی بوشهر زدند. اگر چه محوطه پروازی این پایگاه هم دست كمی از تهران نداشت و مملو از پرنده بود، ولی راكت های خلبانان ناشی عراقی به خطا رفت و خسارات بسیار ناچیزی به جنگنده ها وارد گردید. دسته دیگری نیز در مدت زمان كوتاهی پس از آن، بر فراز پایگاه دریایی نیروی دریایی در بوشهر آفتابی شدند تا ناوچه هایی را كه در آن پایگاه پهلو گرفته بودند غافلگیر كنند؛ یك فروند بمب افكن عراقی كه استتار دریایی روی آن نقش بسته بود، در ارتفاع بسیار پایین، خود را به آسمان این پایگاه رساند و 3 تیر بمب را روی اهدافی در داخل پایگاه رها نمود. دومین فروند نیز در دنبالة رهبر دسته همین كار را انجام داد. پدافند پایگاه نیروی دریایی كه با حمله رهبر دسته، هوشیار شده بود، آتش خود را متوجه شماره 2 دسته كرد. بلافاصله، ناوچه های جنگی و قایق های موشك اندازه هم با گرفتن آرایش دفاع ضد هوایی، خود را برای مقابله با موج حمله جدید آماده ساختند. اما با وارد عمل شدن رهگیرهای بوشهری به آسمان منطقه، دسته های بعدی پرواز دشمن با فروریختن بی هدف بمب های خود، با شتاب بالیی فضای بوشهر را ترك كردند تا به این ترتیب، خسارات وارده به پایگاه هوایی و پایگاه دریایی بوشهر در حد قابل اغماضی باقی بماند.

در غروب همان روز 31 شهریور، عراقی ها دست از كار نكشیدند و با درك اهمیت بسیار بالای پایگاه ششم شكاری نیروی هوایی و پایگاه دریایی نیروی دریایی در بوشهر، سعی در وارد آوردن خسارتی وسیع به این دو پایگاه نمودند اما با آتش حجیم و دقیق پدافند هوایی كه اینبار واقعاً انتظار آنها را می كشید، پس از شكستن دیوار صوتی شهر، دو فروند از پرنده های متجاوز مورد هدف واقع شده و سقوط كردند.

با اینحال، مهمترین حمله روز 31 شهریور در راه بود؛ 6 فروند هواپیمای میگ MiG-23شامل حداقل دو فروند گونه BN، موفق شدند پس از برخاستن از نزدیكترین پایگاه هوایی عراق به مرز كه پذیرای این گونه از پرنده های میگ بود، با دنبال نمودن مسیرهای كور راداری و پستی بلندی های پوشش داده نشده توسط پرتوهای رادار، در اختفای كامل، با طی مسیری به طول 540 كیلومتر، خود را به پایتخت، «تهران» برسانند. این پرنده های متجاوز در ساعت 14:20 دقیقه به آسمان تهران رسیدند. 3 فروند از آنها در ارتفاع پایین خود را به مهرآباد رسانده و متوجه شدند تعداد زیادی پرنده از همه نوع، در محوطه پروازی نیروی هوایی و خارج از پناهگاه پارك شده اند؛ مهرآباد فرودگاه بسیار بزرگ و مجهزی است كه نیروی هوایی با در اختیار داشتن قسمت جنوب و قسمتهایی از شمال شرق این فرودگاه، سهمی 60 درصدی از مهرآباد را در اختیار دارد. همچنین شركت صنایع هواپیمایی ایران «صها» با آشیانه های عظیم و البته طرح گسترش وسیع خود، قسمت شمال غربی مهرآباد را از آن خود كرده است. هر سه فروند میگ عراقی كه هرگز انتظار یك چنین لقمه بزرگ و چرب و نرمی را نداشتند، بلافاصله با گردشی ناصحیح و سپس شیرجه ای ملایم به خیال خود، بمب هایشان را برفراز اهداف نظامی فرو ریختند! تعدادی از بمب ها با مسلح نشدن فیوز منفجر نشد و یكی از بمب ها هم به خارج از محوطه پایگاه هوایی افتاد! با اینحال، تعداد كمی از این بمب ها برای پیشبرد اهداف صدام مؤثر واقع شدند؛ هنوز مشخص نیست كه این دو جنگ افزار منفجر شده بمب بوده اند یا راكت؟! به هر حال، انفجار یكی از این دو بمب در نزدیكی یك فروند F-4Eكه در محوطه شركت صنایع هواپیمایی ایران، انتظار تعمیرات اساسی را می كشید، قسمت دماغه هواپیما را از جلوی ورودی هوای موتورها جدا نمود! دو تیر بمب دیگر، نزدیك یكی از B707هامنفجر شد تا خساراتی هم به این بوئینگ وارد آید. بال یكی از هواپیماهای C-130هركولس نیز در اثر برخورد با یك مانع دچار آتش سوزی شد. بقیه بمب ها هم به بخش هایی از فرودگاه ریختند كه هیچ ضرر و زیانی در پی نداشت. ثانیه هایی از انفجار این بمب ها نگذشته بود كه دو فروند F-4Eبرای رهگیری متجاوزان راهی آسمان شدند. اگر چه خلبانان F-4، بیشترین سرعت عمل خود را برای رسیدن به میگ ها به كار بستند، ولی با اینحال، پرنده های عراقی با چنان سرعت بالایی آسمان كشورمان را ترك كردند كه هرگز دست فانتوم ها به آنها نرسید! براساس مشاهده حاضرین در صحنه، تنها یك فروند از 3 فروند میگ MiG-23عراقی، مسلح به بمب بود و دو فروند دیگر راكت حمل می كردند. پرواز آنها در چنان سرعت و ارتفاع پایینی بر فراز آسمان مهرآباد صورت گرفت كه همه شاهدان تصور می كردند كه جنگنده های ایرانی هستند و می خواهند فرود بیایند! برخی نیز با تشخیص صحیح عراقی بودن ماهیت جنگنده ها، تصور می كردند كه فانتوم های ایرانی، آنها را وادار به فرود كردهاند!

 

                                            ادامه دارد....



تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

http://www.ganjejang.com/images/g-11-g.jpg

تنها ، نترس ،غیر مسلح سه کلمه روی کاغذ هسنند. اما وقتی بخواهی آنها را در قالب خلبان شکاری معنا کنی مردانی نیاز داری که روحی آرام،دل شیر و سواد بسیار بالا نیاز داری.همان هایی که کم نبودند، زیاد هم نبودند اما بودند... اینها قهرمانان گردان یازده شناسایی تاکتیکی نیروی هوایی بودند.در عکس تعدادی هستند و تعدادی هم نیستند! جایشان سبز همانهایی که شهید شدند و برگ افتخار تاریخ ایران شدند.




تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : مدیریت




شهید ناو سروان تکاور محمد رضا مرادی

( تقدیم به آنهایی که در خرمشهر جاودانه شدند )

 

ساعت حدود 10:00 صبح است به اتفاق تنی چند از دوستان و همرزمان قدیمی به سمت بهشت زهرای تهران می رویم . حال و اوضاع این روز های تهران با گذشته اش تفاوت زیادی کرده و اتوبان ها، شمالی ترین نقطه ی شهر را به جنوبی ترین نقطه ی آن وصل می کنند . از طریق رمپ ورودی به اتوبان آزادگان وارد آن میشویم صافی جاده و زمین های اطراف آن ناخودآگاه مرا با خود به زمان هایی نه چندان دور می برد به دوستانم نگاهی می کنم سپیدی مویشان حاکی از گذر ایام است و دیگر از آن بدن های ورزیده که به مرور و به رسم قانون زندگی روبه فرسودگی می نهند خبری نیست اما غیرت ، شجاعت و جنگاوری آنان همان غیرت و شجاعتی است که به هنگامه ی ورود به خرمشهر از آنان می دیدم .



ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 01:34 ب.ظ | نویسنده : مدیریت




http://ganjejang.com/images/8sal-16.jpg

در این قسمت، در ادامة مبحث متجاوز نبودن، عدم وجود خوی استثمارگری، یاغی گری و تجاوز در خون ایرانیان باید اذعان كرد این مرام، اگرچه در طول تاریخ با سكته های كوچكی همراه بوده است، ولی بدون شك روند تحولات و فراز و نشیب های تاریخ، گواه صد درصد «انسان مسلكی» در نزد ایرانی هاست. اما ریشه این تفكر كجاست؟! در كمال تعجب و شگفتی، باید گفت كه این خوی زیبای ملت ایران در كلمه «شادی» نهفته است! ایرانیان از دیرباز خصلت شادی و شادمانی را در خود داشته اند و این خصیصه نیز در ادامه، ریشه در پاك زیستی این ملت داشته و دارد. از آنجا كه ایرانی میل به شادی دارد، لذا در جستجوی آن، شادی را در دوستی و برادری با خانواده، همسایه و یا حتی با كشورهای همسایهاش یافته است. همانگونه كه بزرگی می گوید «شادی كجاست؟! جایی كه همه ارزشمند هستند!»


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 12:33 ب.ظ | نویسنده : مدیریت

http://www.ganjejang.com/images/g-11.jpg

نیروی هوایی که در راس آن پایگاه یکم شکاری است مهد تولد خلبانان شکاری و شناسایی نیروی هوایی ارتش است.مردانی که از ثانیه اول جنگ تا شیپور پایانش لباس رزم بر تن داشتند. چه دلاورانی از این پایگاه برای همیشه به پرواز در آمدند. چه دلاورانی امروز در عین گمنامی در بین ما زندگی میکنند. خداوند روح شهدا را آرامش و جسم قهرمانان را سلامت بدارد



تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | خرید بک لینک | فروش بک لینک